« هذا تَأْوِيلُ رُؤْياىَ » . ( 12 / 100 )
« ذلِكَ تَأْوِيلُ مَا لَمْ تَسْطِع عَّلَيْهِ صَبْراً » . ( 18 / 82 )
در همهء اين آيات و آيات ديگرى مانند اينها ، كلمهء « تأويل » در همان معناى « نتيجه » و « عاقبت كار » استعمال شده است .
بنابراين توضيح ، منظور از تأويل قرآن بيان همان معنى است كه نتيجه و برگشت كلى كلام خدا بر آن معنى باشد ، خواه بهطور روشن و صريح كه هر آشنا به لغت عرب بتواند از ظاهر آن كلام ، همان معنى را درك كند و و يا بهطور مخفى و رمزى كه براى همه بهجز اهل فن و متخصصين ( راسخون در علم ) قابل درك نباشد .
و اما « تنزيل » آن هم مصدر باب « تفعيل » است ، از ريشهء « نزول » كه به معناى فرود آمدن و فرو فرستادن مىباشد و كلمهء تنزيل گاهى در خود آنچه نازل شده است ، استعمال مىشود و با در نظر گرفتن همين معنى است كه در اكثر آيات قرآن منظور از تنزيل خود قرآن مىباشد ، مانند :
« إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ » . ( 56 / 77 )
« فِى كِتَابٍ مَكْنُونٍ » . ( 56 / 78 )
« لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ » . ( 56 / 79 )
« تَنزِيلٌ مِن رَبِّ الْعَالَمِينَ » . ( 56 / 80 )
در اين آيه منظور از تنزيل ، قرآن است ولى گاهى هم به همان معناى اصلى و مصدرى خودش ( به معناى فرو فرستادن ) استعمال مىشود ، گرچه اين فرستادن بهعنوان قرآنى نباشد زيرا آنچه از طرف خدا نازل مىشود ، لازم نيست كه قرآن باشد ، چون گاهى ممكن است سخنى از طرف خدا نازل شود كه غير از قرآن باشد و قرآن ناميده نشود . بنابراين معنى ، اضافات تنزيلى كه طبق روايات مذكور در قرآن على ( ع ) وجود دارد ، شايد از اينگونه سخنان بوده است كه براى شرح آيات قرآن از طرف خداوند نازل شده است ، بدون اينكه جنبهء قرآنى داشته باشد زيرا
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 358
مساهمون: السيد الخوئي
ص٣٥٨