گرچه آن هم بهجاى خود صحيح است ولى صحت اين مطلب نمىتواند ، دليل آن باشد كه آن اضافات جزء قرآن بوده و بهوسيلهء تحريف از بين رفته است بلكه نظريهء صحيح و نزديك به حقيقت در اين مورد اين است كه آن اضافات موجود در آن قرآن يا تفسير آيات است ، بهعنوان تأويل و بيان آنچه برگشت كلام خدا بر آن است و يا شرح و توضيح آيات است بهعنوان تنزيل از طرف خداوند .
توضيح :
اين شبهه و پندار بىاساس از آنجا سرچشمه گرفتهاست كه لفظ « تأويل » و « تنزيل » را به همان معناهايى كه در اصطلاح متأخرين جديداً پيدا شده پنداشتهاند و خيال كردهاند كه « تنزيل » تنها آن را مىگويند كه بهصورت قرآن نازل گردد و « تأويل » تنها به آن مىگويند كه بهعنوان بيان و شرح معناى لفظى گفته شود .
ولى بايد توجه داشت كه اين دو معنى دربارهء اين دو لفظ از اصطلاحات جديد است و در لغت از اين دو معنى هيچ اثرى وجود ندارد ، اين است كه ما به هيچوجه مجبور نيستيم كه اين دو لفظ را در هر موردى كه از روايات اهل بيت وارد شده است ، به همان دو معناى جديد و اصطلاحى بگيريم بلكه كلمهء « تأويل » مصدر است ، از باب « تفعيل » و از ريشهء « أوَلْ » كه بهمعناى رجوع كردن و گرداندن مىباشد ، گرفته شده است .
چنانكه مىگويند « اوَّلَ الْحُكْمَ الَى اهْلِهِ » يعنى حكم را به اهلش برگردانيد و گاهى هم كلمهء « تأويل » بهمعناى نتيجه و عاقبت يك امر و آنچه كه برگشت كار به آن خواهد بود ، استعمال مىشود ، چنانكه در آيات ذيل به همين معنى آمده است كه خداوند مىفرمايد :
« وَيُعَلِّمُكَ مِن تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ » . ( 12 / 6 )
« نَبِّئْنَا بِتَأْوِيلِهِ » . ( 12 / 36 )
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 357
مساهمون: السيد الخوئي
ص٣٥٧