آن از بين رفت تا جايىكه در موقع جمعآورى قرآن هر آيهاى را كه مىنوشتند ، محتاج به شهادت دو نفر بودند ؟ !
اين احتمال بهمانند احتمال زيادت در قرآن و مانند آن ، از نظر عقل و بررسى تاريخ ، مردود و غيرقابل اعتناست .
2 - گذشته از اين دليل عقلى و تاريخى ، حديث متواتر « ثقلين » كه قبلًا به آن اشاره شد ، دليل ديگرى بر بطلان اين احتمال مىباشد .
زيرا اين حديث يعنى گفتار رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) كه « من دو چيز مهم در ميان شما به امانت گذاشتم ، يكى كتاب خدا و آن ديگرى عترت من . » « 1 » با از بين رفتن قسمتى از قرآن سازش ندارد ، چون درصورت تحريف آنچه از پيغمبر باقى مانده ، قسمتى از كتاب خواهد بود نه همهء كتاب ولى از اين حديث چنين برمىآيد كه همهء قرآن از رسولخدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) به يادگار مانده است نه قسمتى از آن .
بلكه بالاتر از اين مىتوان از حديث « ثقلين » استفاده نمود و آن اين است كه قرآن در زمان خود رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) تدوين و جمعآورى شده بود زيرا در اين حديث رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) مىفرمايد كه من كتابى در ميان شما به امانت مىگذارم بديهى است در صورتى مىتوان قرآن را كتاب ناميد كه همهء آيات و مطالبش در يك جا جمع شود و درغيراينصورت كتاب ناميده نمىشود .
3 - و از طرف ديگر اهميت خاص و توجه شديدى كه مسلمانان نسبت به قرآن مبذول مىداشتند ، نشان مىدهد كه آنان از همان روزهاى نخستين و در دوران خود رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) قرآن را جمعآورى نموده بودند .
و اگر فرض كنيم ، مسلمانان هم به جمعآورى قرآن اهتمام نورزيده ، اين موضوع را بىاهميت تلقى مىكردند ، چرا خود رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) اين مسئل مهم را ناديده گرفته ، از عواقب خطرناك سستى و اهتمام در انجام آن غافل
بوده است ؟ !
هامش
( 1 ) . انّى تارِكٌ فيكُمُ الثِّقْلَيْنَ كِتابَ اللهِ وَ عِتْرَتى .