تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
3 - باز طبرى از ابى كريب با اسنادش از سليمان بن صرد از ابَىّ بن كعب نقل نموده است كه مىگويد : وارد مسجد شدم ، قرائت مردى را شنيدم ؛ از او سؤال نمودم كه اين قرائت را چه كسى به تو ياد داده است ؟ گفت : رسول خدا ( صلى الله عليه‌و آله و سلم ) . او را به نزد پيامبر اكرم ( صلى الله عليه و آله و سلم ) بردم و عرضه داشتم : به قرائت اين مرد گوش كنيد ! او قرائت نمود ، رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود : آفرين بر تو ! عرضه داشتم : يا رسول الله ( صلىالله عليه وآله و سلم ) شما قرائت را به من چنين و چنان ياد داده‌ايد كه با قرائت اين مرد تفاوت دارد ، فرمود : بر تو نيز آفرين باد ! عرضه داشتم : يا رسول الله شما به هريك از ما آفرين مىگوييد ؟ ! آن‌گاه رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) دست خويش را به سينهء من زد و گفت : خداوندا ! شك و ترديد را از دل ابىّ بر طرف كن ! ابى مىگويد : عرق سرا پاى وجود مرا فراگرفت و ترس عجيبى در وجودم احساس نمودم ، سپس رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود : دو فرشته به نزد من آمدند ، يكى از آن‌ها گفت : قرآن را به يك طريق بخوان و ديگرى گفت : بر وى اضافه كن ! رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود : من هم همين درخواست را نمودم ، گفت : با دو طريق بخوان ! اين درخواست‌ها مكرر شد تا به هفت طريق رسيد و در آن‌جا پايان يافت . 4 - طبرى از ابو كريب با اسنادش از عبدالرحمان ابن ابى بكره از پدرش نقل مىكند كه رسول خدا ( صلىالله عليه وآله و سلم ) رمود : جبرئيل گفت : قرآن را به يك طريق بخوان ! ميكائيل گفت از وى بخواه اضافه كند ، من درخواست نمودم ، جبرئيل گفت : با دو طريق بخوان و همين‌طور اضافه كرد تا به شش يا هفت طريق رسيد - - ترديد از ابو كريب است . سپس گفت : هريك از اين طريق‌ها و روش‌ها كفايت مىكند و مانند اين است كه بگويى « تَعالْ يا هَلُمَّ » مگر اينكه با آن تلفظ آيهء عذاب به رحمت و آيهء رحمت به عذاب مبدل گردد . 5 - باز طبرى از احمد بن منصور با اسناد خود از عبدالله بن طلحه از پدرش ، او نيز از پدر خود چنين نقل نموده است : مردى در نزد عمر بن خطاب قرآن خواند