تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
2 - بخارى از ابى كريب با اسنادش از عبدالرحمان بن ابى ليلى از جدش ابَىّ بن كعب نقل شده است كه گفت : من در مسجد بودم ، مردى وارد گرديد و مشغول نماز شد و نماز را با قرائتى خواند كه من بر آن قرائت ايراد نمودم . آن‌گاه مرد ديگرى وارد گرديد و با قرائتى كه غير از قرائت اولى بود نماز را به جاى آورد ، سپس هر سه با هم به محضر رسول خدا ( صلىالله عليه وآله و سلم ) وارد شديم . ابَىّ مىگويد : من به رسول خدا ( صلىالله عليه وآله و سلم ) عرضه داشتم : با رسول الله اين مرد وارد شد و نمازش را با قرائتى خواند كه من با آن مخالفت نمودم ، سپس اين مرد وارد شد و نمازش را با قرائتى كه غير از قرائت رفيقش بود به جاى آورد . رسول خدا ( صلىالله عليه وآله و سلم ) به آنان دستور داد ، نماز خود را همان‌طور كه قبلًا خوانده بودند ، بخوانند و هر دو قرائت نمودند و رسول خدا ( صلىالله عليه وآله و سلم ) هم آن‌ها را تحسين نمود . اين جريان در من حالت دودلى و تكذيب - - ولى نه مانند تكذيب دوران جاهليت - - ايجاد نمود . وقتى رسول خدا ( صلىالله عليه وآله و سلم ) ناراحتى مرا ديد ، بر سينهء من زد كه عرق خجلت سراپاى وجود مرا فراگرفت ، سپس فرمود : ابى ! به من فرمان داده شد كه قرآن را با يك « حرف » و با يك روش بخوانم ، دخواست نمودم كه كار بر امتم آسان گردد ، دفعهء دوم نيز همان دستور تكرار شد و من همان درخواست را تكرار نمودم ، بار سوم به من فرمان داده شد كه قرآن را با هفت حرف و طريق بخوانم و به من گفته شد كه خداوند در برابر هر نوبت دعايى كه كردى و اجابت آن تعويق افتاد ، يك دعاى ديگرى از تو مىپذيرد ، آن‌گاه من درخواست دومم را مطرح كردم و عرضه داشتم : خدايا امت مرا ببخشاى ! دعاى سوم را نيز براى روزى نگه‌داشتم كه در آن روز همه به دعاى من نيازمندند . اين روايت را مسلم نيز با مختصر تفاوتى نقل نموده « 1 » ، طبرى هم با اسناد ديگر و اختلاف مختصرى آن را آورده است و نزديك به همين مضمون را از طريق عبدالاعلى و محمد بن عبدالاعلى صنعانى از ابّى نقل نموده است .
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم 2 / 203 .