جاويدى است براى يك آيين زنده و جاويدان و برنامهء عالى و منظمى است براى يك دين آسمانى عالىتر .
اين بود كه من از دوران طفوليت به تلاوت قرآن اشتياق داشتم و براى بهدست آوردن حقايق و مفاهيم آن و در راه آشنايى با اهداف و مقاصدش سخت مىكوشيدم و هر وقت يكى از رموز و اسرار قرآن را كشف مىنمودم و يا مشكلى از مشكلات آن را حل مىكردم ؛ اين علاقه و اشتياق بيشتر و عميقتر مىشد .
همان عشق و علاقه سبب شد كه به كتب تفسير مراجعه كرده ، آنها را عميقاً بررسى كنم . اينجا بود كه در برابر يك مطلب حيرتآور و شگفتانگيز قرار گرفتم : در برابر عظمت قرآن و فرستندهاش ، علم و تفكر انسانى را كوچكتر و در سطحى بس پايينتر مشاهده نمودم .
انسان را در برابر كبريائى و عظمت حق هر چه هم خود را كوچك بشمارد ، باز هم ناقصتر و كوچكتر از آن يافتم . مقام قرآن در برابرم هرچه بزرگتر و اين كتابها و تفاسير در برابر آن كوچك و كوچكتر مىنمود .
* * * با مراجعه به كتب تفسير اين حقيقت را دريافتم كه عدهاى با كوشش فراوان پارهاى از اسرار قرآن را بهدست آورده ، تنها به قسمتهاى مختصرى از حقايق و علوم قرآن دسترسى پيدا نمودهاند و آن را در كتابى جمعآورى كرده ، نام تفسير بر آن نهادهاند ، تفسيرى كه مىتواند مشكلات و غوامض قرآن را حل و هرگونه نكات و حقايق آن را روشن سازد ! تفسيرى كه مىتواند پرده از تمام اسرار و دقايق قرآن بردارد ! اما عقلًا انجام چنين عملى محال مىنمايد زيرا چگونه ممكن و متصور است كه يك موجود ناقص و محدود همچون انسان ، بتواند بر موجود نامحدود و كاملى كه از طرف خداى نامتناهى و نامحدود فرود آمده است ، احاطه پيدا كند و
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 27
مساهمون: السيد الخوئي
ص٢٧