چيزى باقى نمىماندو دوران شيخ انصارى و محقق خراسانى و مانند آنان در بوتهء فراموشى قرار مىگرفت .
خوانندهء عزيز حالا اين شخصيت عظيم و بزرگ علمى را شناختى او همان آيتالله عظمى خويى ( رحمهءالله عليه ) است . او مردى است كه علم و دانش با گوشت و خون وى درآميخته است : او به يك رشته و رشتههاى چندى از علوم و
دانشها قناعت نكرده است بلكه در تمام علوم اسلامى به مرحلهء عالى اجتهاد رسيده و در بهترين آنها احاط كامل داشته ، يكى از بزرگترين علما و پيشوايان شاخص و نمونهء مذهبى بهشمار مىرود . او نزديك به هفتاد سال است كه به بحث و بررسىهاى علمى مشغول گرديده و كتابها مىنويسد ، فارغالتحصيلان فراوانى به جامعهء اسلامى تحويل مىدهد و پاسخگوى دانشمندان و دانش پژوهان است . اما روش وى در بحث و مناظرات علمى همان روش سقراط است كه در برابر طرف بحث و گفتگوى خود به ظاهر تسليم گرديده ، گفتار و رأى وى را مىپذيرد سپس مانند يك نفر شاگرد كه در مقام دانشطلبى و استفاده از استاد دانشمند خود باشد ؛ اشكالات و مطالبى را بهعنوان سؤالات علمى پيش مىكشد و از طرف بحث و گفتگوى خود مىپرسد و او نيز بدون توجه و از روى سادگى به سؤالات وى پاسخ مىدهد و در آن ميان حقايقى را بر زبان مىآورد كه بدون توجه ، گفتار سابقش را كاملًا نقض مىكند و بدينگونه او را در تناقضگويى و بنبست عجيبى قرار داده ، راه فرارى براى وى باقى نمىگذارد جزاينكه به جهل و اشتباه خويش اعتراف كند .
اما تلاميذ و شاگردانى كه به وسيلهء وى تربيت گرديده و از حوزهء درس او فارغالتحصيل شدهاند ، تعداد آنان را بهجز خداى دانا كسى نمىداند و بهطور حتم از صدها متجاوز بوده ، يك دانشگاه بزرگ و پرجمعيت علمى را تشكيل مىدهد كه در اين دانشگاه هر يك از آنان مسئوليتى را بهعهده دارند و هر روز هم روبه فزونى و ازدياد است بهطورى كه امروز در جلس درس او صدها دانشجوى دينى شركت مىجويند كه در ميان آنان همهگونه افراد پير و جوان ،
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 24
مساهمون: السيد الخوئي
ص٢٤