« عبدالله بن موسى » مىگويد : اعمش ، استاد حمزه ، هر وقت او را مىديد مىگفت : او دانشمند و متخصص در قرآن است . حمزه در سال 80 متولد و در سال 156 وفات نموده است . « 1 »
ابن معين مىگويد : وى موثق و مورد اعتماد است و نسائى مىگويد : ايرادى ندارد و عجلى مىگويد : مورد اعتماد و مرد صالح است .
ابن سعد گفته است : مرد نيكى بود و احاديثى هم در پيش خود داشت و مرد راستگو و داراى ابتكار و روش خاصى در علم قرائت بود .
ساجى مىگويد : حمزه راستگو ولى بدحافظه بود ، لذا در نقل حديث متقن و قابلاعتماد نيست . بعضى از اهل حديث در قرائت از وى انتقاد نموده ، گروه ديگر اصلًا نمازى را كه با قرائت او خوانده شود ، باطل دانستهاند .
باز « ساجى » و « ازدى » مىگويند : علما در قرائت وى بگومگو نموده و او را به يك حالت مذموم نسبت مىدادند .
باز « ساجى » مىگويد : از سلم - ابن شيب شنيدم كه مىگفت : « احمد بن حنبل » خوش نداشت كه در پشت سر كسى كه از قرائت حمزه پيروى مىكند ، نماز بخواند .
« آجرى » از احمد بن سنان نقل مىكند كه : يزيد بن هارون از قرائت حمزه شديداً كراهت داشت . احمد بن سنان مىگويد : از ابن مهدى شنيدهام كه مىگفت : اگر من قدرت داشتم كسانى را كه از قرائت حمزه پيروى مىكنند ، تازيانه مىزدم ، پشتش را درهم شكسته و شكنجهاش مىدادم .
ابوبكر عياش قرائت حمزه را يك نوع بدعت مىدانست و « ابن دريد » مىگفته است كه : دوست دارم ، قرائت حمزه از كوفه برچيده شود . « 2 »
هامش
( 1 ) . طبقات القراء 1 / 261
( 2 ) . تذهيب التهذيب 3 / 27 .