علاوهبر اين آيات در تاريخ نيز آمده است كه در عصر پيامبر اسلام ( صلى الله عليه و آله و سلم ) و پس از وى گروهى از يهوديان و مسيحيان نبوت وى را پذيرفتند و به اسلام گرويدند .
اين گرايش به دين اسلام ثابت مىكند كه در زمان اسلام آن بشارت و مژده حتماً در تورات و انجيل بوده است زيرا اگر در آن زمان اين مژده در آن دو كتاب نبود مىتوانست بهترين دليل و مدرك در دست يهوديان و مسيحيان باشد بر كذب رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) كه مىگفت : اسم من در تورات و انجيل است و مىتوانستند در تكذيب و انكار رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) به بهترين وجهى از اين حربهء كارى بهرهبردارى كنند و دروغ وى را برملا ساخته و رسالت و اساس دعوت او را زير سؤال و ترديد ببرند نه اينكه دعوت وى را پذيرفته و به او ايمان بياورند و همان تكذيب ننمودن اين مژده و ايمان آوردنشان به پيامبر اسلام ( صلىالله عليه وآله و سلم ) گواه گويا و شاهد زندهاى است بر اينكه مژده بشارت نبوت آن حضرت در توراتى كه آن روز در دسترس آنان بود ، حتماً وجود داشته است .
بنابراين ، ايمان آوردن به موسى ( عليه السلام ) و عيسى ( عليه السلام ) مستلزم اين است كه به حضرت محمّد ( صلى الله عليه و آله و سلم ) پيامبر بزرگوار اسلام نيز بدون اين كه احتياج و نيازى به معجزه باشد ، ايمان بياورند .
آرى ، كسانىكه به حضرت عيسى ( عليه السلام ) و موسى ( عليه السلام ) ايمان نياوردهو كتاب آنها را تصديق ننمودهاند ، در تصديق نبوت پيامبر اسلام ( صلى الله عليه و آله و سلم ) احتياج به وجود معجزه خواهند داشت . ولى از دلائل گذشته كاملًا روشن گرديد كه پيامبر اسلام ( صلى الله عليه و آله و سلم ) همهگونه معجزه و گواه صدق را دارا بود زيرا از يك طرف قرآن مجيد معجزهء جاودان و دليل بر صدق ادعاى وى مىباشد و از طرف ديگر ساير معجزات پيامبر اسلام ( صلىالله عليه وآله و سلم ) كه به حد وافر و بهطور تواتر و يقين آور نقل گرديده است ، بهتر از معجزات پيامبران گذشته مىتواند انسان را بهسوى حقيقت رهنمون سازد زيرا در نقل معجزات پيامبر اسلام ( صلى الله عليه و آله و سلم ) فاصلهء زمانى كم بوده ، ولى در معجزات ساير پيامبران اين فاصله زياد است .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 206
مساهمون: السيد الخوئي
ص٢٠٦