فهم اعجاز قرآن همگانى نيست
اشكال 2 :
باز مىگويند : اصولًا كلام شيوا و بليغ نمىتواند معجزه باشد گرچه بشر از آوردن مثل آن عاجز شود زيرا شناختن بلاغت به يك عدهء معينى اختصاص دارد و براى همه امكانپذير نيست ، در صورتى كه معجزه بايد براى عموم قابل فهم باشد و همهء افراد بتوانند ، اعجاز آن را درك و صاحب معجزه را تصديق نمايند .
پاسخ :
در پاسخ آنان مىگوييم : اين ايراد نيز مانند ايراد قبلى بسيار سست و بىاساس است زيرا يكى ديگر از شرايط معجزه اين نيست كه تمام افراد بشر بتوانند معجزه بودن آن را درك كنند و اگر بنا باشد ، ما چنين شرطى را بپذيريم ، هيچيك از معجزهها نمىتوانند معجزه محسوب شوند زيرا هريك از معجزات را كه در نظر بگيريم از يك جهت يا از جهات متعدد براى همهء افراد قابل درك نيست .
بنابراين ، معجزه عملى است كه اهل فنّ آن را مىبينند و اعجاز آن را درك مىكنند و براى بقيّه نيز با نقل پياپى و متواتر ثابت و روشن مىشود ولى همان طوركه در صفحات پيش گفتيم ، قرآن در ميان معجزههاى پيامبران از امتياز ديگرى