مفردات اين قصايد و خطبهها را تلفظ كنند ؟ !
گويا اين همان اشكال است كه « نظّام » و پيروان او را واداشته كه دربارهء اعجاز قرآن به « صرفه » قائل شوند و بگويند آوردن مثل قرآن امكانپذير است ولى اعجاز قرآن در اين است كه هركس به فكر مبارزه با قرآن بيفتد خداوند منصرفش مىسازد ، در صورتى كه در نظريهء « صرفه » اشكالاتى دارد و براى ما قابل قبول نيست زيرا :
1 . اگر منظور آنان از « صرفه » اين باشد كه : خداوند مىتواند به افراد بشر توانايى بدهد كه مانند قرآن را بياورند ولى خداوند اين توانايى را به هيچكس نداده است ، مطلبى است درست ولى « صرفه » در اين صورت ، اختصاص به قرآن ندارد و در تمام معجزات پيامبران جارى مىباشد .
و اگر منظور آنان از « صرفه » اين باشد كه : همهء افراد بشر قدرت و توانايى دارند كه مانند قرآن را بياورند ولى خداوند آنان را از معارضه با قرآن منصرف كرده ، رداع و مانعى از اين عمل در برابرشان ايجاد مىكند . بطلان اين معنا خيلى واضح و روشن است زيرا ما مىدانيم كه عدهء زيادى به مقام معارضه با قرآن آمدند و در اين راه نهتنها انصراف براى آنان
حاصل نگرديد بلكه با تمام نيرو و قدرت به اين مرحله وارد شدند و مقدارى پيش رفتند ولى چون قدرت مبارزه و معارضه را نداشتند ، بالاخره به عجز و ناتوانى خود در برابر بلاغت قرآن اعتراف و اقرار نموده و عقبنشينى كردند .
2 . اگر اعجاز قرآن بهوسيلهء « صرفه » باشد ، يعنى خداوند پس از نزول قرآن قدرت معارضه را از بشر سلب كند ؛ لازمهء آن ، اين خواهد بود كه درميان گفتار سخنسرايان پيش از نزول قرآن جملاتى يافت شود كه همطراز قرآن باشد . اگر چنين بود ، مخالفين قرآن حتماً اين گفتهها را زبان به زبان نقل مىكردند و به رخ ما مىكشيدند و چون چنين كلمات و جملاتى نقل نشده ، از اينجا معلوم مىشود كه اعجاز ، مربوط به خود قرآن است و معارضه با قرآن براى بشر امكانپذير نيست .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 147
مساهمون: السيد الخوئي
ص١٤٧