تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
پاسخ اين گفتار از دو جهت باطل و نادرست است زيرا : اولًا : قرآن در ميان بليغ‌ترين و فصيح‌ترين عرب‌ها نازل گرديده و آنان را به معارضه فراخوانده كه اگر بتوانند سوره‌اى مانند سوره‌هاى قرآن بياورند ، در اين مسابقه فائق شوند ولى بلافاصله اين نكته را تذكر داده كه معارضه با قرآن از قدرت بشر خارج است ، گرچه همهء آنان پشتيبان همديگر باشند . پس اگر در قرآن كوچك‌ترين مخالفت با قواعد عربى ديده مىشد ، همان افراد بليغ كه بر اسلوب لغت عرب و مزاياى آن بيشتر از ديگران واقف و بااطلاع بودند ، روى همان نقطهء كوچك انگشت اشكال و ايراد مىنهادند و آن‌را عليه قرآن ، دليل مىگرفتند و در ميدان مبارزه با قرآن پيروز مىگرديدند و خود را از مبارزه با زبان و شمشير راحت مىنمودند . و اگر يك چنين عملى انجام مىشد ، مسلماً تاريخ براى ما ثبت و حفظ مىكرد و حداقل در ميان دشمنان اسلام زبان به زبان نقل مىشد . در صورتى كه از چنين جريانى ، هيچ اثرى در تاريخ و در ميان دوست و دشمن ديده نمىشود . وثانياً : در زمانى كه قرآن نازل گرديد ، از اين قواعد عربى خبرى نبود بلكه بعداً دراثر كاوش و بررسى در كلمات بليغان و سخن‌سرايان عرب و از جستجو و دقت در تركيباتى كه آنان در گفتارشان به كار برده بودند ، اين قواعد استخراج و جمع‌آورى گرديد و به‌صورت يك علم خاصى درآمد و در اين راستا اگر فرض شود كه قرآن وحى الهى نيست - چنان‌كه طرف گفتگوى ما مىپندارد - حداقل كمتر از كلام فصحا و سخن‌سرايان عرب نيز نمىباشد و بلكه قرآن در كمال فصاحت و بلاغت است . يكى از شاخص‌ترين و مهم‌ترين منابع و مآخذ قواعد عربى است . بنابراين ، اگر يك قاعد عربى كه پس از نزول قرآن به‌دست آمده است ، با قرآن تطبيق نكند ، نقض و ايراد بر آن قاعده متوجه خواهد بود نه بر قرآن .