در اين روايت ، آن مرد به اختلاف و تعدد مشرقها و مغربها كه از كرويت زمين بهوجود مىآيد ، اشاره مىكند و امام صادق ( عليه السلام ) نيز در اينباره گفتار وى را تصديق مىنمايد ، سپس حكم مسئله را بيان نموده و او را به رمز اشتباهش متوجه مىسازد .
2 - باز امام صادق ( عليه السلام ) فرموده است : « تو بايد در غروب و طلوع آفتاب از افق خود پيروى كنى » .
3 - از امام سجاد ( عليه السلام ) نقل گرديده است كه در نيايشهاى صبحگاهى و شامگاهى خويش چنين مىگفت :
« خداوند براى هريك از روز و شب حد و اندازهاى معين نموده است و هريك از آنها را در ديگرى وارد مىكند ، در
همان حال كه ديگرى را نيز در آن وارد نموده است » . « 1 »
امام سجاد ( عليه السلام ) با اين بيان جالب مىخواهد كرويت زمين را كه موجب تداخل روز بر شب و شب بر روز مىشود روشن كند ولى چون اين مطلب از فهم و درك مردم آن روز خارج بود و براى آنان قابل فهم و درك نبود ، آن حضرت كه داراى مقام امامت است و با مقتضاى زمان ، اين حقيقت را با يك اشارهء لطيف و با يك روش بليغ و شيوا بيان فرموده كه كوچكترين اشكالى در افكار مردم آن عصر توليد نشود .
ممكن است ، چنين تصور شود كه منظور امام ( عليه السلام ) از تداخل شب و روز كوتاه و بلند شدن آنها است نه كرويت زمين ولى اين تصور درست نيست ، بهدليل اينپكه امام اگر در اين مقام بود كه كوتاه شدن شبها و بلند شدن روزها و يا عكس آن را كه همهء مردم درك مىكنند ، بيان كند ؛ به همان جملهء اولى اكتفا مىفرمود كه : « هر يك از شب و روز را در ديگرى داخل مىكند » و ديگر احتياج نبود كه جملهء ديگرى نيز بياورد و بگويد : « در همان حال كه ديگرى را نيز در آن وارد نموده است » چون اين جمله ، به ظاهر تكرار معناى جملهء اولى است ، بنابراين بايد گفت ؛ منظور امام از
هامش
( 1 ) . صحيفهء سجاديه ، دعاى ششم .