تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
جملهء دوم - كه به صورت جملهء حاليه درآمده است - اين است كه وارد ساختن شب در روز ، درست در همان موقع است كه روز در شب وارد شده است و اين حالت در صورتى تحقق مىيابد كه زمين كروى باشد زيرا اگر زمين كروى باشد ، در يك سطح كه شب وارد روز شده است ، در همان حال در سطح ديگر زمين ، روز وارد شب خواهد گرديد . نتيجهء مباحث اين بود قسمتى از وجوه و جوانب اعجاز قرآن و ما در اينجا به همين اندازه اكتفا مىكنيم كه اين اندازهء مختصر مىتواند دليل بر وحى بودن قرآن باشد و ثابت كند كه قرآن از طرف پروردگار بوده و آوردن چنين كتابى از قدرت بشر خارج است . در وحى و آسمانى بودن قرآن همين بس كه او تنها مكتبى است كه شاگردى مانند على بن ابى طالب ( عليه السلام ) را تربيت نموده و تحويل اجتماع داده است كه دانشمندان بزرگ دنيا درك اسرار و رموز كلمات آن بزرگوار را مايهء افتخار و مباهات خود مىدانند و محققين و متفكرين جهان از درياى علمش سيراب مىشوند ، آن حضرت در خطبه‌هاى خود به هر موضوعى كه مىپردازد و گفتار خويش را به هر جهت و ناحيه‌اى كه متوجه مىسازد ، براى هيچ‌كس جاى حرف و گفتارى باقى نمىگذارد . اگر كسى وارد سيره و تاريخ زندگى اميرالمؤمنان ( عليه السلام ) نشود ، خيال مىكند كه آن حضرت در هر رشته و موضوعى كه سخن مىگويد ، تمام عمر خويش را در تحقيق همان موضوع به پايان رسانيده و در آن رشتهء خاص مهارت و تخصص پيدا نموده است ولى جاى ترديد نيست كه علوم و معارف اميرالمؤمنان ( عليه السلام ) به منبع وحى متكى بوده و از آن مبدأ ، اختصاص و اقتباس شده است زيرا اگر كسى با تاريخ جزير العرب و مخصوصاً با تاريخ حجاز قبل از اسلام آشنا باشد ، نمىتواند باور كند كه سخنان و