وحى بهدست آمده و از سرچشمهء ديگرى جز سرچشمهء غيبت سرازير شده باشد .
چه نيكوسخنى است ، آنچه دربارهء نهجالبلاغه و سخنان اميرالمؤمنان ( عليه السلام ) گفته شده است كه :
« پايينتر از كلام خالق و بالاتر از كلام مخلوق است » .
اين است كه مىگوييم : تصديق نمودن اميرالمؤمنان ( عليه السلام ) ، معجزه بودن قرآن را با آن مقام ارجمندى كه او در بلاغت ، معارف و علوم دارد ، دليل و گواه حقيقى است بر اينكه قرآن جز وحى الهى و گفتار خدا چيز ديگرى نيست زيرا :
اولًا : تصديق نمودن اميرالمؤمنان ( عليه السلام ) در اثر جهل و بىاطلاعى نمىتواند باشد و قطعاً از روى تخصص و كارشناسى است چون آن حضرت خلاق فصاحت و بلاغت است منبع و سرچشمهء تمام علوم اسلامى است و عالىترين نسخه و نمونهاى است در علوم و معرفت ، شخصيت فوقالعادهاى است كه دوست و دشمن بر نبوغ سرشار و مقام شامخ وى اعتراف دارند .
وثانياً : اين تصديق همانطور كه در اثر جهل و بىاطلاعى نبوده است ، يك تصديق ظاهرى و متكى بر اغراض مادى هم نيست زيراكه اميرالمؤمنان ( عليه السلام ) جرثومهء تقوى و پرهيزگارى است . او مردى است كه از دنيا و از زر و زيورش چشم پوشيده و آنگاه كه با وى شرط نمودند كه با روش ابوبكر رفتار كند ، زعامت و رياست را زير پا نهاد و زير بار چنين شرطى نرفت . او همان كسى است كه با معاويه ظاهرسازى ننمود و براى تثبيت حكومت خويش ، حكومت ظالمانهء او را حتى براى چند روزى امضاء نكرد ، چه آنكه از عواقب خطرناك اين كار بااطلاع بود .
با اين سوابق درخشان كه اميرالمؤمنان ( عليه السلام ) از آن برخوردار است ، بهخوبى روشن مىگردد كه شهادت او بر اعجاز قرآن يك شهادت حقيقى است و شهادت از روى علم ، تخصص و تقوا است كه از ايمان كامل و عقيدهء راسخ او سرچشمه مىگيرد ، اين همان حقيقت انكارناپذيرى است كه جز آن نمىتواند باشد .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 137
مساهمون: السيد الخوئي
ص١٣٧