گرديد مگر بر ضد آن چيزى بگويى .
وليد گفت : پس صبر كن تا در اينباره فكر كنم ، پس از فكر و تأمل زياد چنين گفت : قرآن سحرى است كه محمد آن را از ساحران گرفته است . « 1 »
و بنابر بعضى نقلها وليد چنين گفت : به خدا سوگند ! از محمد ( صلى الله عليه و آله و سلم ) سخنى شنيدم كه نه انس را چنين سخنى است نه جن را . كلام او داراى حلاوت و شيرينى فوقالعادهاى است . سخن تازه ، ريشهدار ، پرثمر و بىسابقهاى است برجستهترين سخن است كه برجستهتر از آن سخنى نيست و بشر از گفتن آن عاجز و زبون است .
« وَ إنَّ له لحلاو و إنَّ عَلَيْهِ لَطَلاوَهءً وَ إِنَّ أَعلاهُ لَمُثْمِرٌ وَ إِنَّ أَسْفَلَهُ لَمُغْدِقٌ وَ إِنَّهُ لِيَعْلوا وَ لا يُعْلى عَلَيْهِ وَ ما يَقُولُ هذا بَشَرٌ » « 2 » .
اگر شما كتب عهدين را كه آسمانى قلمداد مىشود ، كاملًا بررسى نماييد ، اين حقيقت براىتان روشنتر خواهد شد و حق و باطل خود را نمايانتر خواهد ساخت .
اينك قسمتى از تناقضات انجيل را بررسى مىكنيم :
1 . در انجيل لوقا آمده كه مسيح گفت :
« هركس با من نباشد مخالف من است . » « 3 »
ولى در جاى ديگر از همان انجيل ، نقيض آن را مىخوانيم كه مسيح گفت :
« هركس مخالف ما نباشد ، او با ما است . » « 4 »
2 . در اناجيل مىخوانيم كه وقتى مسيح را معلم صالح خطاب نمودند ، گفت :
« چرا صالح ؟ بهجز خدا صالحى وجود ندارد . » « 5 »
هامش
( 1 ) . تفسير طبرى 29 / 98
( 2 ) . تفسير قرطبى 19 / 72
( 3 ) . متى ، فصل 12 - لوقا ، فصل 11
( 4 ) . مرقس و لوقا ، فصل 9
( 5 ) . متى ، فصل 19 - مرقس ، فصل 10 - لوقا ، فصل 18 .