در موضوع خداشناسى بحث كرده ، مسئلهء نبوت را پيش كشيده و دربارهء سياست و ادارهكردن مُدُن و اجتماعات ، در مسائل اخلاقى و تمام شئون زندگى قانونگذارى نموده است و به امور ديگر نيز مانند : كيهانشناسى ، تاريخ و قوانين
جنگ و صلح وارد شده ، موجودات آسمانى و زمينى را از قبيل ملائكه و ستارگان ، بادها ، درياها ، نباتات ، حيوانات و انسان توصيف كرده است و مثلهاى گوناگون آورده ، مناظر هولناك قيامت را بازگو نموده ، از هر بابى سخن رانده است ولى با اين وصف كوچكترين تضاد و تناقضى در ميان گفتار ، تشريعات و نظريات آن ديده نشده و در سرتاسر اين مباحث از دايرهء عقل و خرد به دور نرفته است .
قرآن گاهى به يك حادثه در دو مورد و يا در موارد بيشتر متعرض گرديده ولى در ميان اين موارد كوچكترين اختلاف و تناقضى نمىتوان يافت .
براى نمونه داستان موسى را در قرآن مجيد ملاحظه كنيد كه اين داستان در قرآن تكرار شده و در چندين مورد آمده است ولى در هر مورد ، داراى نكات و امتيازات خاصى بوده كه موارد ديگر آن نكات و امتيازها را نداشتهاند ، بدون اينكه در اصل مطلب و ريش داستان كوچكترين اختلاف و تناقضى ديده شود .
اگر بدين نكته نيز توجه شود كه آيات قرآن يك دفعه نازل نگرديده بلكه در مدت بيست و سه سال تدريجاً با مناسبتهاى مختلف و در حوادث گوناگون نازل شده است . اين حقيقت بيشتر روشن خواهد گرديد كه قرآن از ناحى خداوند بزرگ فرود آمده ، از قدرت بشر خارج مىباشد زيرا اقتضاى طول زمان و فاصلههاى طولانى در نزول آيات قرآن و در عينحال گستردگى آن ، اين بود كه وقتى اين آيات در يكجا جمع گرديد ، در ميان آنها ناهماهنگى و اختلاف ديده شود . ولى مىبينيم كه قرآن در هر دو صورت اعجاز خود را حفظ نموده است : آن روز كه قطعه قطعه نازل مىشد ، در همان متفرق بودنش معجزه بود و زمانى هم كه از حالت قطعه قطعه بودن خارج و يكجا جمعآورى شد ، جنب ديگرى از اعجاز به خود گرفت .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 102
مساهمون: السيد الخوئي
ص١٠٢