خود قرآن نيز به اين خصوصيت و امتياز اشاره مىكند ، آنجا كه مىگويد :
« أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافاً كَثِيراً » ( 4 / 82 )
« آيا دربار قرآن نمىانديشيد كه اگر از سوى غير خدا بود ، اختلاف فراوانى در آن مىيافتند . »
اين آى شريفه انسان را به يك موضوع فطرى و وجدانى رهبرى مىكند كه : هر كس در ادعا و گفتار خويش بر كذب و دروغ متكى باشد ، در نظرياتش اختلاف و در بيانش تناقض ، ظاهر و آشكار خواهد شد ولى اين اختلاف و تناقض در كتاب آسمانى ( قرآن ) وجود ندارد ، پس بنابراين ، قرآن ساخته و پرداخت فكر بشر نبوده ، بر پايهء دروغ و افترا بنيان نشده است .
پاك و عارى بودن قرآن از اختلاف و تناقض مطلبى نيست كه به دليل و برهان نيازمند باشد بلكه حقيقت روشنى است كه حتى عرب آن روز نيز اين حقيقت را كاملًا درك نموده است و فصحا ، بلغا و سخندانان آن زمان هم بر آن اذعان داشتند .
گفتار « وليد بن مغيره » گواه زندهء آن است ؛ آنجا كه ابوجهل خواست كه وى نظر خود را دربارهء قرآن ابراز نمايد ، چنين گفت :
« من دربارهء قرآن چه بگويم ؟ به خدا سوگند در ميان شما كسى نيست كه به اندازهء من با اشعار و قصايد عرب آشنا باشد ، در شناخت رموز فصاحت و بلاغت و فنون شعر و رجز كسى به پاى من نمىرسد ، من به هرگونه شعر ، حتى به اشعار جنيان نيز آگاهم ولى به خدا سوگند ! اينكه محمد مىگويد به هيچ يك از اينها كه گفتم شباهت ندارد ، آرى به خدا قسم ! گفتار محمّد ( صلىالله عليه وآله و سلم ) داراى حلاوت خاصى است كه هر سخن بليغ و شيرينى را درهم مىشكند و بر تمام گفتارها برترى دارد و برتر از آن سخنى متصور نيست . »
ابوجهل گفت : به خدا سوگند ! اقوام و عشير تو ، از تو راضى نخواهند
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 103
مساهمون: السيد الخوئي
ص١٠٣