تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
اهل بيت من و به قبيلهء انصار و ياران من بدانيد كه انصار خانهء ايمان است . هر كه والى كارى شود كه در آن نفعى و ضررى به كسى تواند رسانيد بايد كه مجاملت كند با انصار و از آنها كه نيكوكار باشند قبول كند نيكى ، و از آنها كه بد كردار باشند تجاوز و عفو كند . ( 1 ) محمد بن على مىگويد كه فاطمه را رضى اللّه عنها نديديم پس از آنكه پدرش مصطفى عليه السلام از دنيا بيرون رفت خندان و پس از آن شش ماه بيش نزيست . ( 2 ) عطاء بن يسار گفته است كه چون نزديك شد وفات رسول عليه السلام جبريل عليه السلام گفت : يا رسول اللّه ، من بعد از اين به زمين نيايم هرگز . خداى تعالى مرا از براى اكرام و فضيلت تو فرستاد خاص تا من از تو چيزى بپرسم كه خدا بهتر داند آن چيز را از تو . خويشتن را چگونه مىيابى در اين حالت ؟ رسول عليه السلام گفت : خود را اندوهناك مىيابم يا جبريل و خود را غمگين مىيابم . و با جبريل فرشته‌اى فرو آمده بود در هوا
aI
6
I
كه او را اسماعيل گويند با هفتاد هزار فريشته . ( 3 ) پس جبريل گفت : يا احمد ، اينك ملك الموت دستورى مىخواهد كه در پيش تو آيد ، و هرگز از هيچ كس دستورى نخواسته است پيش از تو ، و پس از تو هيچ آدمىاى دستورى نخواهد . رسول عليه السلام گفت : دستورى ده او را تا در آيد . پس جبريل دستورى بداد ملك الموت در آمد و گفت : يا احمد ان اللّه عز و جل ارسلنى اليك و امرنى ان أطيعك . خداى تعالى مرا فرستاد و فرمود كه فرمان بردارى تو كنم اگر فرمائى قبض روح بكنم و اگر كراهت دارى بگذارم . جبريل گفت : يا احمد ، ان الله قد اشتاق الى لقائك . خداى تعالى مشتاق است به ديدار تو . پس رسول عليه السلام گفت آنچه فرموده آمد ترا به جاى آر . پس جبريل گفت : يا احمد ، اين باز پسين آمدن من است به زمين . بدرستى كه حاجت من از دنيا تو بودى . ( 4 ) چون قبض روح محمد عليه السلام بكرد ، آوازى
شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 453 | عبد الملك الخركوشي النيسابوري / نجم الدين محمود راوندى