تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
دارو در دهان افگندند و جمله اهل سراى به موافقت از آن دارو در دهان افكندند الا عباس عم رسول عليه السلام و ام ميمونه به روزه بود و دارو در افكند موافقت رسول را عليه السلام . ( 1 ) و آورده‌اند كه دو مرد در پيش رسول عليه السلام آمدند از اهل بيت رسول و گفتند : يا رسول الله ، جماعت انصار زنان و مردان در مسجدند و مىگريند بر تو . رسول عليه السلام گفت : چرا مىگريند ؟ گفتند بر تو مىترسند كه مبادا كه مفارقت كنى . پس رسول عليه السلام دست على و دست فضل بگرفت و بيرون آمد و بر منبر بنشست و بر على و فضل تكيه زده بود ، و عصابه بر سر بسته و خطبه بخواند و شكر و سپاس خداى تعالى بگفت ، پس گفت : اما بعد ايها الناس ماذا تستنكرون
bo
6
I
نبيكم الم ينع لكم و ينعى عليكم انفسكم ام هل خلد احد ممن بعث قبلى فيمن بعثوا اليه فاخلد فيكم الا انى لاحق بربى و قد تركت فيكم ما ان تمسكتم به لن تضلوا كتاب اللّه بين اظهركم تقرونه مبينا ما فيه ما تاتون و ما تدعون فلا تنافسوا و لا تحاسدوا و لا تباغضوا و كونوا اخوانا كما امركم اللّه . ثم انى اوصيكم بعترتى و اهل بيتى ثم انى اوصيكم بهذا الحى من الانصار الا ان الانصار بيت الايمان فمن ولى امرا يضر فيه احدا او ينفعه فليقبل من محسن الانصار و يتجاوز عن مسيئهم . ( 2 ) رسول عليه السلام گفت اى مردمان ، چه منكر مىداريد از پيغمبر شما رحلت كردن از دنيا خبر مرگ او به شما نرسيد و خبر مرگ شما به شما نرسيد يعنى آنجا كه حق تعالى مىگويد :
إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ
. هيچ پيغمبر پيش از من جاودان ماند در ميان امت خود ، بدانيد كه من به خداى خواهم رسيد و در ميان شما بگذاشتم آنچه اگر شما دست در آن زنيد هرگز گمراه نشويد ، و آن چيز كتاب خداى تعالى است در ميان شما كه مىخوانيد و در آنجا روشن گردانيده‌اند آنچه شما را به كار بايد در آنچه كنيد و در آنچه نكنيد . بر يك ديگر بخيلى مكنيد و حسد مبريد و يك ديگر را دشمن مگيريد و برادران باشيد چنان كه خداى تعالى فرموده است پس وصيت مىكنم شما را به عترت و