از رسول عليه السلام بشنيدم بدانستم كه رسول ما را اختيار نكند . و از رسول عليه السلام شنيده بودم كه رسول را قبض روح نكنند تا مخير نگردانند ميان آرايش و زينت دنيا و ميان ديدار خداى تعالى در بهشت . پس رسول عليه السلام اختيار ديدار حق تعالى كرد در بهشت ، و خلود در دنيا اختيار نكرد . ( 1 ) و عايشه رضى الله عنها گفت كه رسول عليه السلام پس استغفار كرد و گفت : مروا ابا بكر فليصل بالناس ، يعنى كه بفرمائيد ابو بكر را تا نماز كند از براى مردمان به امامت . ( 2 ) انس بن مالك رضى الله عنه گفت :
رسول عليه السلام بيرون آمد و صحابه نماز بامداد مىكردند .
رسول عليه السلام پرده برداشت و بر در سراى عايشه بايستاد و مسلمانان در نماز بودند و از شادىاى كه ايشان را حاصل آمد به بيرون آمدن رسول عليه السلام فراخ بايستادند تا رسول عليه السلام در ميان آيد و نماز تمام بگزارد . پس رسول عليه السلام اشارت كرد به دست مبارك كه بر حال خويش مىباشيد در نماز و تبسمى بكرد از خرمى آنكه اصحاب را ديد كه بر نيكوتر هيئتى نماز مىكردند . پس باز گرديد و مردم نماز بكردند و باز گرديدند و خرم بودند كه رسول عليه السلام در بيمارى بهتر شده است .
( 3 ) آوردهاند از ابن عباس كه چون خواستند كه از براى رسول عليه السلام گورى بكنند و ابو عبيده جراح گور مىكند از براى اهل مكه بى لحد و ابو طلحه گور مىكند از براى اهل مدينه و آن را لحد مىكرد . پس عباس دو مرد را بفرستاد ، يكى را گفت بو عبيده را بگوى تا از براى رسول عليه السلام گور كند و يكى را گفت برو و بو طلحه را بخوان تا گور كند و گفت : اللهم خر لرسولك خداوندا تو اختيار كن از براى رسول عليه السلام از اين دو شخص يكى را يعنى كه گور با لحد اوليتر يا بى لحد . پس آن مرد بو طلحه را بيافت و پيغام برسانيد و او بيامد و گورى با لحد بكند . ( 4 ) و چون از تجهيز رسول عليه السلام فارغ شدند ، روز سهشنبه و در خانهء خويش بر سرير خوابنيدند . ( 5 ) مسلمانان اختلاف
شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 450
مساهمون: عبد الملك الخركوشي النيسابوري
ص٤٥٠