تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
كند تا بدانند كه هر كه حرمت كلمهء لا إله الا الله ندارد ، سزاوار اين عقوبت باشد . ( 1 ) و آورده‌اند كه مردى از انصار از براى رسول عليه السلام چيزى نوشتى ، پس اين مرد مرتد شد و العياذ بالله و گفت : رسول املا نيك نمىكرد بر من ، و من آنچه خواستم مىنوشتم . پس آن مرد بمرد و اهلش دفن كردند در شب . بامداد گورش بر بالا انداخته بود تا بارها او را دفن مىكردند و گور او را بر بالا مىانداخت . پس قومش خجل و شرمسار شدند و او را برداشتند و در غارى انداختند در كوه . جابر بن سمرة قال سمعت النبى صلى الله عليه يقول ان الله سمى المدينة طابة . ( 2 ) رسول عليه السلام مدينه را طابه خوانده است . البراء بن عازب قال قال رسول اللّه من قال للمدينة يثرب فليستغفر الله هى طابة ثلث مرات . رسول عليه السلام گفته است كه هر كه مدينه را يثرب خواند ، بايد كه استغفار كند كه مدينه طابه است
b
52
I
و سه بار اين كلمه باز گفت . ( 3 ) و آورده‌اند كه مدينه فاضلترين شهرها است از براى آنكه تربت رسول عليه السلام آنجا است . خداى تعالى از براى رسول عليه السلام اختيار كرد و رسول را باز آنجا برد و اين آيت آنجا آمد كه . اليوم اكملت لكم دينكم . و مدينه را دار الهجرة رسول گردانيد و قبر و منبر رسول آنجا بود . و منبر رسول را پايه‌ها بر درهاى بهشت بود و قال النبى صلى اللّه عليه لا يدخلها الطاعون و الدجال . ( 4 ) رسول عليه السلام گفته است كه طاعون و دجال در مدينه نرود . ابن عمر عن النبى صلى اللّه عليه قال ان الاسلام بدأ غريبا و سيعود غريبا كما بدأ و هو يارز بين المسجدين كما تارز الحية فى جحرها . ( 5 ) رسول عليه السلام گفت كه اسلام پديد آمد و غريب بود و بعد از اين به عاقبت هم غريب شود . و باز گردد و جمع شود در ميان دو مسجد چنان كه مار كه در سوراخ خود جمع شود . زيد بن اسلم عن عمر بن الخطاب رضى الله عنه قال اللهم ارزقنى شهادة فى سبيلك و اجعل موتى فى بلد رسولك