تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
عليه السلام گفت بدرستى كه مسلمانى فراهم آيد در مدينه چنان كه مار كه در سوراخ خود فراهم آيد . انس قال قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم ان الدجال يطأ الارض كلها الا مكة و المدينة قال فيأتى المدينة فيجد على كل نقب من انقابها صفوفا من الملائكة سبحة ؟ الحر فيضرب رواقه ثم فترجف المدينه ثلث رجفات فيخرج اليه كل منافق و منافقة . ( 1 ) رسول عليه السلام گفت كه دجال جمله روى زمين را بسپرد به پاى الا مكه و مدينه . پس به مدينه آيد و بر هر سوراخى از سوراخهاى آن صفها يابد از فريشتگان
a
52
I
، پس برود به زمين شورستان و آنجا رواق بزند ، پس مدينه سه بار بلرزد و هر منافقى و زنى منافقه كه در مدينه باشد پيش دجال رود . و قال رسول اللّه صلى اللّه عليه من اخاف اهل المدينة اخافه اللّه و عليه لعنة اللّه و غضبه الى يوم القيمة لا يقبل منهم صرفا و لا عدلا . ( 2 ) رسول عليه السلام مىگويد : هر كه اهل مدينه را بترساند ، خداى تعالى او را بترساند و بر او باشد لعنت خداى تعالى و خشم او تا روز قيامت و نپذيرد خداى از ايشان توبت و نه فديت . ( 3 ) و آورده‌اند كه مردى در عهد رسول عليه السلام به غزا رفت و حمله كرد بر كافرى . آن كافر گفت : لا إله الا الله ، و اين مرد او را بكشت پس از آنكه لا إله الا الله گفته بود ، و چون باز گرديد ، اين قصه باز گفت در حضرت رسول عليه السلام . رسول روى از او بگردانيد و گفت : روز قيامت ترا كه دستگيرى كند از كلمهء لا إله الا اللّه كه حرمت لا إله الا الله نداشتى . پس آن مرد بمرد و قوم او را دفن كردند . بامداد چون ديدند ، گور او را بر بالا انداخته بود . بار ديگر دفن كردند و بامداد ديگر باره گور او را بر بالا انداخت تا سه بار دفن مىكردند و گور او را بر مىانداخت . اين حال در خدمت رسول عليه السلام باز گفتند . رسول عليه السلام گفت : گور آن كس را كه بتر از اوست قبول مىكند ، و او را از براى آن قبول نمىكند كه خداى تعالى مىخواهد كه او را به عبرت خلق