از تو از براى اهل مدينه آنچه ابراهيم خواست از بهر اهل مكه و همچندان ديگر با آن كه تو بركت كنى در ميوههاى ايشان و پيمانههاى طعام ايشان و مدينه را بر دل ما دوست گردانى چنان كه مكه بود بر دل ما ، و وبائى كه آنجا باشد نقل كنى با خم . و خم موضعى است در باديه
bI
5
I
. و همچنين گفت :
اللهم انى قد حرمت ما بين لابتيها كما حرمت على لسان ابراهيم الحرم لا يقطع عضاها و لا ينفر صيدها و من اراد اهلها بسوء اذا به اللّه فى النار ذوب الرصاص و ذوب الملح فى الماء .
( 1 ) مىگويد خدايا ، من حرام كردم ميان دو سنگستان مدينه ، و لابة سنگستان باشد ، چنان كه تو حرام كردى بر زبان ابراهيم حرم مكه كه نبرند درختهاى آن و صيد آن را نرمانند و هر كه بدىاى خواهد به اهل آن ، خداى تعالى او را بگدازاناد در آتش دوزخ چنان كه ارزيز گدازد و نمك در آب .
( 2 ) جابر بن عبد الله روايت كرده است اعرابىاى بيامد و بيعت كرد با رسول عليه السلام بر اسلام به مدينه . پس اعرابى را تب آمد به نزديك رسول عليه السلام آمد . و گفت : يا رسول اللّه ، بيعت مرا اقالت كن . رسول عليه السلام گفت : نه ،
انما المدينه كالكير ينفى خبثها و ينصع طيبها .
گفت مدينه چون كورهء آهنگر است كه دور كند آنش غش باشد و خالص گرداند آنچه پاكيزه باشد .
ابو سعيد خدرى روايت مىكند كه رسول عليه السلام گفت :
لا يصبر احد على لاوائها فيموت الا كنت له شفيعا يوم القيامة اذا كان مسلما .
( 3 ) رسول عليه السلام گفت : صبر نكند بر سختيهاى مدينه كسى الا كه من شفيع او باشم روز قيامت چون مسلمان باشد .
قال رسول الله صلى الله عليه و سلم من استطاع منكم ان يموت بالمدينة فليمت فان من يمت فيها اكن له شهيدا او شفيعا .
( 4 ) رسول عليه السلام مىگويد : كه هر كه تواند كه به مدينه از دنيا برود گو بمير آنجا كه هر كه در مدينه بميرد من گواه او باشم روز قيامت يا شفاعت خواه او باشم .
ابو هريره عن النبى صلى الله عليه انه قال ان الاسلام ليارز الى المدينة كما تارز الحية الى جحرها .
( 5 ) رسول