تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
و هرگز در آنچه زير ايشان است از آسمانها و زمينها ننگريسته‌اند از ترس خداى تعالى . ( 1 ) چون رسول عليه السلام ايشان را بديد ، گفت : سلام كردم و ايشان جواب به اشارت و سر مىدادند و به من نمىنگريستند از خضوع و خشوع . چون جبريل آن بديد گفت : اين محمد است پيغمبر رحمت كه خداى تعالى او را به عرب فرستاده است و او خاتم پيغمبران است و سيد آدميان است . شما سخن با او نمىگوئيد . چون ايشان سخن جبريل بشنودند كه ذكر محمد صلى اللّه عليه كرد ، همه بر من سلام كردند و بشارت نيك نمودند و مرا اكرام كردند . پس با سر عبادت شدند همچنانكه بودند . پس من ساعتى نيك پيش ايشان درنگ كردم و بديشان نظر مىكردم و انديشه مىكردم در عبادت ايشان پس مردى را ديدم سياه‌چرده ، موئى جعد بسيار و قومى از تبع او با او بودند . من گفتم : اى جبريل ، اين كيست ؟ گفت : اين موسى عمران است . ( 2 ) ابن عباس روايت مىكند كه رسول عليه السلام گفت : پس بگذشتيم به آسمان هفتم و جمعى را ديدم از ملايكه و آفريدگان خداى تعالى ، كه مرا دستورى نيست كه وصف ايشان با شما بگويم اگر نه آن بودى كه مرا در آن وقت خداى تعالى قوت جمله اهل زمين بداد و منت نهاد بر من به ثباتى كه به من ارزانى داشت و چشم من تيز گردانيد ديدن ايشان را ، من طاقت نداشتمى كه در ايشان نگرم . و در روايتى ديگر آمده است كه پس برفتيم به آسمان هفتم و نامش شمعوا بود و خداى تعالى آن را از نور آفريده بود
b
2
II
كه مىدرخشيد و نام خازن آن نور ياليل بود . ( 3 ) وهب منبه روايت كرده است كه نام آسمان هفتم عربيا بود و تسبيح اهل آن : سبحان خالق النور بود و هر كه بگويد اين كلمات او را همچنان ثواب باشد كه ايشان را . ( 4 ) و وهب گفته است كه حق تعالى ثواب ايشان مضاعف كند بر ثواب اهل هر آسمانى كه در زير ايشان است به هفت برابر و ايشان تحيت كردند رسول را عليه السلام . پس گفت : دو نهر بزرگ ديدم . از جبريل پرسيدم كه اين چيست ؟