و من احب عليا فقد استمسك بالعروة الوثقى و من احسن القول فى اصحابى فقد برى من النفاق و من أساء القول فى اصحابى فهو مخالف لسنتى و ماويه النار و بئس المصير .
( 1 ) رسول عليه السلام گفت : هر كه دوست دارد ابو بكر را بدرستى كه دين را راست بداشت ، و هر كه عمر را دوست دارد بدرستى كه روشن كرد راه حق ، و هر كه عثمان را دوست دارد بدرستى كه روشنى طلب كرد به نور خدا ، و هر كه على را دوست دارد دست در زده باشد در بندى استوار ، و هر كه سخنى نيك گويد در حق اصحاب من بيزار باشد از نفاق ، و هر كه سخن بد گويد در حق اصحاب من او مخالف است مر سنت مرا ، و جايگاه او دوزخ است و بدست آتش جاى باز گشتن . ( 2 ) عقبة بن عامر الجهنى گفت رسول صلى اللّه عليه و سلم گفت : يك روز ابو بكر و عمر را كه خداى تعالى مرا فرموده است كه ميان شما برادرى دهم ، شما هر دو برادريد در دنيا و آخرت ، هر يكى از شما سلام كنيد بر يك ديگر و دست يك ديگر فرا دست گيريد . پس ابو بكر دست عمر فرا گرفت ، و رسول عليه السلام تبسمى بكرد و گفت : يا ابو بكر ، تو از پيش او باشى . پس گفت يا زبير و يا طلحه ، بيائيد تا ميان شما برادرى دهم ، شما هر دو برادرايد در دنيا و آخرت ، هر يكى از شما سلام كنيد بر يك ديگر
b
5
oI
و دست يك ديگر فرا دست گيريد . زبير و طلحه چنان كه رسول فرمود بكردند . پس ابى كعب را گفت و عبد الله بن مسعود را همچنان كه طلحه و زبير را گفت ، و نيز ايشان همچنان كردند ( 3 ) پس بو عبيدة بن الجراح را و سالم مولى ابى حذيفه را همچنان گفت ، ايشان فرمان بردند . پس ابو الدردا و سلمان را همچنان بفرمود . پس سعد بن ابى وقاص را و صهيب را همچنان بفرمود و بكردند . پس ابو ذر و هلال را همچنان بفرمود . پس ابو ايوب انصارى و بلال را بفرمود . پس اسامة بن زيد را و ابو هند را كه حجام رسول بود عليه السلام بفرمود . ( 4 ) پس عبد الرحمن بن عوف باز نگريست با عثمان بن عفان و گفت : انا للّه