تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
على الكفار الضراء فى طاعة اللّه آثر عنده من السراء فى معصية اللّه فمن لنا بمثلهما رحمة اللّه عليهما و رزقنا اتباعهما و لا يبلغ العبد مبلغهما الا باتباع آثارهما و الحب لهما فمن احبنى فليحبهما و من لم يحبهما فقد ابغضنى و انا منه برى . ( 1 ) امير المؤمنين على رضى اللّه عنه خطبه‌اى گفته است ، تفسير ظاهر آن گفته مىشود . گفت چه حال است قومى را كه ياد مىكنند دو سيد قريش را
b
6
oI
و دو پدر مسلمانان را بدانچه من از آن منزهم و از آنچه ايشان مىگويند بيزار ، و ايشان را بدانچه مىگويند عقاب كنم بدان خداى كه حبه را در زمين به قدرت بشكافت تا نبات از آن برست . و خلايق را بيافريد ، كه ابو بكر و عمر را دوست ندارد الا آنكه مؤمن باشد و پرهيزگار و دشمن ندارد ايشان را الا آنكه پليد باشد و بى سامان كار . هر دو صاحب رسول بودند بر راستى و وفا و امر معروف كردند و نهى از منكر كردند و قضاى به حق كردند و در حدود شريعت عقوبت به اندازه فرمودند و از حد نگذشتند . و رسول عليه السلام هيچ رائى چون راى ايشان نديد و هيچ كس را چون ايشان دوست نداشت . و رسول عليه السلام از دنيا بيرون رفت و از ايشان راضى بود و ايشان از دنيا بيرون رفتند و مؤمنان از ايشان راضى بودند . رسول عليه السلام بفرمود بو بكر را تا نماز كرد مسلمانان را و ايشان به دو اقتدا كردند هفت روز در مدت زندگانى رسول عليه السلام . ( 2 ) پس چون رسول عليه السلام به دار آخرت رحلت كرد ، مسلمانان آن كار به دو باز گذاشتند و تفويض زكات به دو كردند چه نماز و زكات در قرآن و اخبار به هم مقرونند . قال اللّه تعالى
أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ .
پس بيعت كردند با او به طوع و رغبت بى اكراهى و اجبارى . و اول كسى از فرزندان عبد المطلب كه اين سنت بيعت بنهاد بر ابو بكر من بودم . و ابو بكر خلافت را كراهت مىداشت ، و دوست مىداشت كه كسى ديگر بدان قيام نمودى و ازو كفايت كردى . و به خدا كه او بهتر از آنها بود كه از پس رسول عليه السلام بماندند و بخشاينده‌تر از ايشان و پرهيزگارتر