تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
بدان كتاب كه خداى تعالى فرو فرستاد بر تو و من بر دين توام و بر سنت تو . و ايمان آوردم به خداى تو و به خداى همه چيزها و به هر چه از خداى تو آمده است از شرايع ايمان و اسلام و من آن را پذيرفتم . اگر ترا دريابم بخ بخ و اگر درنيابم تو روز قيامت از بهر من شفاعت كن و مرا فراموش مكن كه من از امت اولين توام و با تو بيعت كردم پيش از آمدن تو و پيش از آنكه خداى تعالى ترا به رسالت فرستاد و من بر ملت توام و بر ملت ابراهيم خليل كه پدر تو است . پس نامه را مهر زر بر نهاد و نقش مهر اين بود كه : للّه الامر من قبل و من بعد . و بر عنوان نوشته كه : الى محمد بن عبد اللّه خاتم النبيين و رسول رب العالمين صلوات اللّه عليه من تبع الاول حمير بن وردع امانة اللّه فى يد من وقع ليوصله الى صاحبه . و نامه را بدان عالم داد كه او را نصيحت كرده بود در كار كعبه . ( 1 ) و تبع از يثرب برفت . و يثرب آن موضع است كه علما با او بودند آنجا مقام ساختند و امروز مدينهء رسولست عليه السلم و تبع برفت تا به شهرى رسيد از شهرهاى هند كه آن را فلسان خوانند ، و آنجا وفات يافت . و از آن روز كه تبع از دنيا برفت تا آن روز كه رسول عليه السلام بزاد هزار سال بود بى زيادت و نقصان . و اهل مدينه كه انصار رسول عليه السلم بودند از نسل آن چهار صد مرد خاسته بودند كه در آن سرايها بنشستند كه تبع بديشان داده بود . ( 2 ) پس چون رسول عليه السلام هجرت كرد از مكه به مدينه آمد بر ناقه نشسته بود ، اهل قبايل درخواست مىكردند كه به وثاق ايشان فرود آيد و در زمام ناقه مىآويختند تا رسول فرو آيد . رسول عليه السلم گفت : بگذاريد ناقه را كه او را فرموده‌اند كه كجا فرود آيد . ناقه مىآمد تا به سراى ابو ايوب انصارى رسيد فرو خفت . و رسول عليه السلم در سراى ابو ايوب فرود آمد و بو ايوب از فرزندان آن عالم بود كه نصيحت كرده بود تبع را در كار كعبه ، و انصار كه به مدينه بودند انتظار مىكردند آمدن رسول را عليه السلام . چون از مدينه بيرون آمدند با يك ديگر مشورت كردند در رسانيدن آن
شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 216 | عبد الملك الخركوشي النيسابوري / نجم الدين محمود راوندى