تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
صاحب قول لا إله الا اللّه . مولدش به مكه و هجرتش بدين موضع خنك كسى را كه خدمت او دريابد و به دو ايمان آرد . ما را اميدست كه او را دريابيم يا فرزندان ما او را دريابند . چون وزير مقالت ايشان استماع كرد او را نيز آرزو خاست كه با ايشان آنجا مقام كند . چون آمدن نزديك در آمد ، ملك فرمود كه رحلت كنند . ايشان امتناع كردند و گفتند : حكمت توقف با وزير گفته‌ايم . ملك باز پرسيد . وزير آنچه شنيده بود باز گفت . ( 1 ) پس ملك عزم كرد كه يك سال آنجا مقام سازد بر آرزوى آنكه روى محمد مصطفى صلوات اللّه عليه ببيند . پس بفرمود تا چهار صد سرا بنا نهادند از بهر هر يك از علما سرائى و از براى هر يك از ايشان كنيزكى بفرمود خريدن و آزاد كرد و به نكاح بديشان مىداد و هر يك را عطاى تمام بفرمود و گفت : بايد كه هم اينجا مقام كنيد تا محمد عليه السلام بيرون آيد . و نامه‌اى بنوشت و مهر زر بران نهاد و بدان عالم داد كه اول او را نصيحت كرده بود در كار كعبه و او را گفت : اين نامه به محمد رسول اللّه بايد رسانيد اگر او را دريابى و اگر نه به فرزندان خويش سپار و وصيت كن تا به محمد رسانند و همچنين فرزند به فرزند مىرساند بطنا بعد بطن تا آن گه كه محمد عليه السلام بيرون آيد ، و مضمون اين بود :

نامهء تبع اول به رسول عليه الصلاة و السلام

اما بعد يا محمد صلى اللّه عليك انى آمنت بك و بكتابك الذى انزل اللّه عليك و انا على دينك و سنتك و آمنت بربك و رب كل شىء و بكل ما جاء من ربك
a
75 من شرايع الايمان و الاسلام و انا قبلت ذلك فان ادركتك فبها و نعمت و ان لم ادركك فاشفع لى يوم القيمة و لا تنسى فانى من امتك الاولين و بايعتك قبل مجيك و قبل ارسال اللّه اياك و انا على ملتك و ملة ابراهيم ابيك خليل اللّه صلى اللّه عليه . معنى نامه اين است كه : ( 2 ) يا محمد من ايمان آوردم به تو و