تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
آسيبى رساند . ملك گفت : مرا در خاطر آمد كه اين خانه را بيران كنم و مجاوران و اهل اين نواحى را به قتل استيصال كلى فرمايم . ( 1 ) عالم گفت : همه رنج و علت ملك از آنست و معلوم ملك مىگردانم كه خداوند اين خانه عالم اسرارست اگر ملك اين انديشهء از خاطر دور كند . حق تعالى او را شفاى عاجل كرامت كند . ملك گفت : از دل بيرون كردم هر بد كه در حق اين خانه انديشيده بودم و هر نيكى كه لايق باشد به جاى آورم . هنوز عالم باز نگرديده بود كه علت به كلى از پادشاه زايل شد و صحتى تمام روى نمود و خداى تعالى او را عافيت داد . ملك در ساعت ايمان آورد به خداى عز و جل و دين ابراهيم خليل گرفت عليه السلام و هفت جامه از بهر خلعت كعبه و كسوت آن بفرمود . و او نخست كسى بود كه خانهء كعبه را جامه كرد . و اهل مملكت خود را
b
74 حفظ كعبه فرمود ( 2 ) و از آنجا عزم مدينه كرد . و مدينه آنگاه صحرائى بود و بر آن چشمهء آب و هيچ نبات نه و نه درخت و هيچ آدمى آنجا مسكن نداشت . ملك بر سرچشمه فرود آمد با لشكر و حشم و عزم حركت كرد و از آن چهار هزار مرد عالم و حكيم كه در خدمت بودند چهار صد مرد اختيار كرد آنكه داناتر و فاضلتر بودند . اين جمله بيامدند و گفتند ما عهد كرده‌ايم كه از اين جايگاه مفارقت نكنيم و اگر خود ما را به قتل و سوختن تهديد كنند البته ازين موضع جدا نشويم . ملك وزير را گفت : حكمت در آن چيست كه اين قوم اختيار اين موضع كرده‌اند ، و مرا در سفر بدين جماعت احتياج باشد از ايشان اين حالت بحث بايد كرد و بر راى ما اطلاع دادن . وزير ايشان را جمع كرد و آنچه ملك گفته بود باز گفت و از موجب مقام و حكمت آن بازماندن و توقف استكشاف مىكرد . ( 3 ) گفتند معلوم راى وزير مىگردانيم شرف اين خانهء كعبه به سبب مردى است كه بيرون خواهد آمد نام او محمد و او پيشواى خلق است و صاحب قرآن و قبله است و خداوند لوا و منبر ،