زيادت بودى بر طلاق امت . ( 1 ) و اگر زنى را طلاق دادى پس خواستى كه او را با نكاح آورد ، حاجت نبودى كه شوهرى كند ، او را باز خواستى بى نكاح شوهر ديگر . و رسول عليه السلام همسر همه آدميان بود در نكاح هيچ كس را بر او مزيتى نبود و چون رسول عليه السلام زنى را در نكاح خواستى آورد شايستى كه ولى فاسق بودى يا نابينا يا گنگ و اگر زنى از زنان پيغمبر گناهى كردى او را دو چندان عذاب بودى كه زنان امت را . و خداى تعالى گفت :
لا يَحِلُّ لَكَ النِّساءُ مِنْ بَعْدُ وَ لا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْواجٍ
. حرام كرد بر رسول كه جز از اين زنان كه دارد ديگرى را خواهد يا عوض كند يكى به ديگرى از بهر آنكه ايشان در سفر و حضر با رسول عليه السلام بساخته بودند خداى تعالى به عوض آن بر رسول حرام كرد كه زنى ديگر تواند خواست و نه عوض كرد . و رسول را روا نبود كه نكاح ذميات كند كه ايشان نجس باشند .
( 2 )
فصل
آنچه رسول را بود از غنيمت . رسول عليه السلام خمس خمس برگرفتى از غنيمت و فى آنچه خواستى . اگر بندهاى بودى يا پرستارى يا اسبى يا جز آن و باقى قسمت كردى و خمس خويش از بهر عيال بگذاشتى قوت سالى هر زنى را صد وسق بدادى هفتاد خرما و بيست جو . و فى همچنين صرف كردى و او را چهار خمس از فى مخصوص بودى
a
67 و مالهاى ديگر سه قسم بودى . صدقات و فى و غنيمت . اما صدقات با اهل دادندى و ايشان هشت صنفاند .
سه از آن جملت فراگرفتندى و اگر چه توانگر بودندى و ايشان عاملان بودند و مؤلفه و غازيان . و گفتند كه غازى همچنانست و باقى صدقت بستدندى به درويشى و سديگر بديشان دادندى بىنيت و ايشان درويشان بودند و مسكينان و ابن السبيل و باقيان را ندادندى الا به نيت و هر قسم كه نيافتندى نصيبهء او به قسمهاى ديگر دادندى . اما غنيمتها را به پنج قسمت نهادندى : چهار خمس