تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
آن كسان را بودى كه غنيمت آورده بودندى و خمس ديگر بر پنج قسم كردى سهم رسول عليه السلام جدا كردندى و باقى به خويشان او دادندى و ايشان بنو هاشم‌اند و بنو مطلب . اگر توانگر بودندى و اگر درويش نرينه را دو سهم و مادينه را يك سهم و سهمى يتيمان مسلمانان را و سهمى مسكينان مسلمانان را و سهمى ابن السبيل را و ايشان مسافران درويش‌اند و سهم رسول صرف بايد كرد در آنچه مصلحت مسلمانان بدان تعلق دارد از مساجد و پولها و روزى حاكمان و فقهاى اسلام و امامان و مؤذنان و مقريان و ثغرهاى مسلمانان و قلعه‌هاى اسلام . و اما فى آن باشد كه از مشركان گرفته باشند نه به حرب بل كه به صلح يا جزيت يا عاشر ( 1 ) امام شافعى مطلبى رضى اللّه عنه گفت فى قسمت كنند بر خمس و خمسش بر پنج قسمت كنند همچون خمس غنيمت اما چهار خمس در قولى از آن شافعى اهل فى را باشد خاص از براى آنكه ايشان قائم مقام رسولند عليه السلام در مصاف دشمن و در دوم قول حكمش حكم سهم رسول باشد و بر رسول عليه السلام واجب بود حفظ مالهاى مسلمانان و نماز شب و نماز وتر و سواك . و بر رسول حرام بود صدقهء فريضه و تطوع و خائنه اعين . و آن چنان بود كه چشم به خيانت به جائى نگرد ، اين از امت معفو باشد اما از رسول نه . و چون منكرى و ناشايستى بديدى تكبير بگفتى و او را روا نبود كه شعر آموزد و او را چندان علم بود كه همه خلق را نبود . رسول عليه السلام گفت : تكيه زده چيزى نخورم . و سير و پياز و گندنا نخوردى و گفتى فرشتگان از آنچه مردم رنجند هم رنجند و آنچه گفتى از وحى خداى گفتى و از هواى خود نگفتى و هر روز هفتاد بار استغفار كردى و نماز نكردى بر كسى كه برو و امى بودى . و روا بودى او را نكاح كردن در احرام و مكه او را حلال شد در يك ساعت از روز و هرگز حلال نشده بود و صوم وصال داشتى و چون بخفتى تا آن وقت كه غطيط نكردى ،
b
67 و آن