تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
و يهن بنى كعب مكان فتاتهم * و مقعدها للمؤمنين بمرصد
پس بامداد اهل مكه رسول را عليه السلام نديدند . بيامدند به خيمهء ام معبد و جماعتى كه با او هجرت خواستند كرد . تعجيل كردند و در رسيدند به خدمت رسول . ( 1 )

معجزهء ديگر :

و از على بن ابى طالب رضى اللّه عنه روايت است كه گفت من در خدمت رسول عليه السلام بودم و بر هيچ درختى و كلوخى نگذشت الا كه سلام مىكردند بر رسول عليه السلام . ( 2 )

معجزهء ديگر :

و بعضى از صحابه گفتند من بر كنار دريا بودم و غلامان من ماهيئى منقش بگرفتند و بياوردند . من به جايگاه سپيدى گوشش نظر كردم بر يك طرف نبشته بود : لا إله الا اللّه ، بر طرف ديگر : محمد رسول اللّه . ( 3 )

معجزهء ديگر :

و از جمله علامات نبوتش شب معراج بود كه از مكه به مسجد اقصى رفت به شام و اول شب با اهل خود بود به مكه و آخر شب باز آمد و مردم را از آن خبر داد . جماعتى كه به نور معرفت متجلى نبودند انكار مىكردند ، و جماعتى كه صفا و روشنائى يقين داشتند معترف مىبودند . و دشمنانش امتحان و آزمايش كردند چندانكه طاقت داشتند و جهد كردند تا نور الهى را بنشانند و دعوت حق باطل كنند . خداى تعالى برغم مشركان آن نور را رخشنده داشت و رسول عليه السلام ايشان را خبر داد به آمدن كاروان از شام و نشان شترى كه پيش آهنگ كاروان بود تا بدانند كه آن خبر خدا مىدهد و همه نشانه‌ها همچنان بديدند . ( 4 )

معجزهء ديگر :

چنان بود كه سراقة بن مالك از پس رسول عليه السلام برفت چون رسول به مدينه مىرفت . و خواست كه آسيبى به حضرت رسالت رساند و فرصتى بيابد كه بدان پيش قريش آب روئى حاصل كند و از دنيا وى او را چيزى به دست آيد . خداى عز و جل او را مهلت داد تا آن وقت كه فرصت يافت و متيقن شد