تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
آمرزش خواهد و توبه كند و استغفار كند ، خداى عز و جل او را بيامرزد . جهود گفت : راست گفتى يا محمد ، و انا اشهد ان لا إله الا الله و انت رسوله . ( 1 ) رسول گفت : اكنون تو شكر خداى تعالى بگزار كه ترا منع نكرد از گفتن لا إله الا اللّه ، چنان كه بنى اسرائيل را منع كرد ، و آن چنانست كه ايشان را دستورى و توانائى نبود كه لا إله الا اللّه گويند تا از زنان جدا نشوند چهل روز . و ايشان را منع كرده بود از خوردن گوشت چهل روز تا تنهاى خويش پاك كنند و جامه‌هاى نو در پوشند و به صحرا روند . پس خداى تعالى زبان ايشان برگشودى تا بگفتندى لا إله الا اللّه ، محمد رسول اللّه . و ما ارتكاب معاصى مىكنيم و با اين همه شب و روز سر و علانيه مىگوييم لا إله الا اللّه محمد رسول اللّه . پس در دنيا فاضلتر از ما كه باشد . خداى عز و جل مىگويد :
كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ .
( 2 ) و يحيى بن معاذ رازى رحمة اللّه عليه گفت : خداوندا اين مدحتى عظيم است كه تو امت محمد را گفتى ، و هرگز خداى مدح قومى نگويد . پس ايشان را عذاب كند . و از فضل امت محمد صلى اللّه عليه آن است كه خداى تعالى چون لوح و قلم بيافريد و قلم برفت بدانچه خواهد بود تا قيامت از جمله امتها . پس قلم برفت بدانچه از خداى تعالى خواهد بود با ايشان تا بپرداخت از امتهاى گذشته . پس بنوشت آنچه از گناههاى اين امت خواهد بود . و معاصى اين امت مضاعف بود بر معاصى امتان پيشين . پس خداى تعالى بفرمود قلم را تا برود بر لوح بدانچه اين امت هر دو فرزند پيغمبر خويش را حسن و حسين بكشند . قلم متعجب بماند و متحير شد . پس خداى تعالى نظر كرد به قلم . سر قلم از هيبت حق تعالى دو شاخ شد و مداد از سر قلم فرو آمد ، و از آن وقت باز سر قلم دو شق كنند . ( 3 ) چون قلم گناههاى اين امت بنوشت ، خداى تعالى گفت بنويس اى قلم كه امتى گناهكار و خدائى آمرزگار . قلم گفت : الهى ، اگر دانستمى كه تو مرا نوشتن اين حرفها فرمائى باك نداشتمى نوشتن اين گناهها بر ايشان . ( 4 ) و چون موسى الواح فرا گرفت ، گفت : خدايا ، من مىبينم در لوح
شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 116 | عبد الملك الخركوشي النيسابوري / نجم الدين محمود راوندى