عز و جل در آن نگريست . صفت محمد عليه السلام و آن امت وى ديد .
گفت : خداوندا چگونه اين الواح بر امت خويش خوانم . و در آنجا فضيلت محمد و امت وى است . و چگونه منت نهم بر ايشان بدانكه امت محمد بر ايشان تفضيل دارند . خداى عز و جل گفت : يا موسى ، به عزت و جلال من و به بزرگى مكان من كه راضى نشوم از بندهاى كه فضل محمد قبول نكند و بدان مقر نباشد و بيقين نداند كه محمد فاضلترين همه خلق است پيش من . ( 1 ) و سوگند مىخورم به عزت خود كه ظاهر كنم آنچه بنوشتهام از براى شما در تورات كه محمد بندهء منست و رسول منست . و اگر جمله خلايق اقرار آرند بدان و الا بر منكران فضيلت محمد و امت او
aI
4 فريشتگان برگمارم تا ايشان را به صاعقهها هلاك كنند و آن نكال و عقوبت من باشد بر ايشان . اى موسى ، فاتحت تورات به صفت محمدست و خاتمت تورات به صفت محمد است ، و فاتحت انجيل و خاتمت انجيل به صفت محمدست و اصحاب محمد . و فاتحت زبور اين است كه محمد رسول اللّه خير من تظله السما ، محمد بهترين خلق خداى است كه آسمان بر سر ايشان سايه كرده است . و او صاحب مصافهاست و پيغمبر رحمت است و ربيع شهرها است و معدن خير است و قايد غر محجلين است و پيشواى پرهيزگارانست و نور بندگانست و معدن حكمت است . ( 2 ) و بدان اى موسى كه محمد بنده گزيدهء منست . نه درشت خوى و نه سخت سخن و نه بانگدار بازارها ، و بدى را به بدى مكافات نكند و از آن عفو كند . ملكش به شام باشد و مولدش به مكه و سرايش به مدينه و لشكرش انصار ، و بر ناقهء عضبا نشيند . هر كه پس روى او كند راه راست يابد ، و هر كه مخالفت او كند گمراه شود . يا موسى با بنى اسرائيل بگو كه شما را سود ندارد ايمان آوردن به تورات و به موسى و به انجيل و به عيسى تا اقرار نياوريد به محمد صلى اللّه عليه از براى آنكه او از قبيلهء مباركه است بنى هاشم . و او را فرستادهاند در ميان امتى كه خداى بر ايشان رحمت كرده است . و او است خطيب روز