تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
را عمرهاى دراز ندادم تا گناههاى بسيار بر ايشان جمع نشود . پنجم آنكه امت تو را قوت بسيار ندادم چنان كه امت پيشين را دادم تا دعوى خدائى نكنند چنان كه امت پيشين كرده‌اند . ششم آنكه امت ترا در آخر الزمان بيرون آوردم تا مقام ايشان در زير خاك بسيار نباشد . هفتم آنكه امت ترا عقوبت نكردم چنان كه بنى اسرائيل را كه اگر خون حيض بر جامهء ايشان آمدى بفرمودمى ببرند و به شستن پاك نشدى ، و چون گناه كردندى بفرمودمى تا عضوى از اعضاى خويش ببريدندى يا چشم خويش بكندندى . و در بنى اسرائيل چون گناهى بكردندى بر در سراى ايشان نبشته بودى شكر خداى را كه ما را از امت محمد گردانيد . ( 1 ) انس بن مالك روايت مىكند كه مردى جهود بيامد به نزديك رسول عليه السلام و گفت : يا محمد ، تو گرامىترى به نزديك خداى تعالى يا آدم ؟ رسول عليه السلام گفت : من به خداى كعبه . جهود گفت : دروغ مىگوئى به خداى بيت المقدس . رسول گفت : اى جهود ، خداى تعالى مرا پنج چيز داده است كه آدم را نداد ، و آدم پدر منست و لكن مرا چيزى داده است كه او را نداد . و من فاضلتر ازو ام و فخر نمىآرم و عجب نمىكنم . ( 2 ) يهودى گفت : آن پنج چيز چيست ؟ گفت : آدم چون عاصى شد ، خداى تعالى او را از جوار خود براند تشنه و برهنه ، و اگر امت من كسى عاصى مىشود ، او را از جوار خود نمىراند و منع نمىكند از آنكه در مسجد رود . دوم آنكه چون آدم عصيان كرد ، حله‌ها از تن وى ببريد ، و از امت من به عصيان ايشان جامه نمىبرد . سيم آنكه خداى تعالى ميان آدم و حوا جدائى افكند به عصيان آدم ، و ميان زن و شوى جدائى نمىافكند در امت من به عصيان . چهارم آنكه خداى تعالى گناه آدم ظاهر گردانيد و گفت : و عصى آدم ربه . و گناه امت من ظاهر نمىگرداند . پنجم آنكه خداى تعالى توبت آدم قبول نكرد تا بيت المعمور بنا نكرد و طواف نكرد گرد آن
a
42 و از امت من كس باشد كه گناه او بيشتر از كف دريا و قطرهء باران باشد و چون پشيمان شود بران و از خداى تعالى
شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 115 | عبد الملك الخركوشي النيسابوري / نجم الدين محمود راوندى