تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
او شويد نه قضاى جميع ديون رسول ايزد بيچون من نمودم و آن سرور همگى شما را خبر داد كه قضاء دين او به غير من ديگرى نخواهد نمود و اگر احيانا أبو بكر چيزى به كسى داده باشد آن قضاى دين و عدات حضرت سيّد المرسلين نگردد و قضاء دين و عدات آن حضرت كسى نمايد كه ابراء ذمّه ء آن سرور من جميع الوجوه فرمايد . شما و ساير برايا را اطَّلاع كما ينبغى و يليق بر أحوال رسول ايزد متعال نيست و هر چه از حضرت ذو الجلال به آن رسول با عزّ و اقبال رسيد همگى و تمامى آن بعد از وفات رسول ايزد منّان بائمّه يعنى أوصياى ايشان و اصل گرديد لهذا ايزد وهّاب در كتاب خود بر همه ء أصحاب بلكه بر ساير مخلوقين اطاعت ايشان را واجب و فرض عين نموده و تمامى را بر ولايت آن هدايت انس و جانّ مأمور گردانيد . هر كه اطاعت ايشان كند چنانست كه اطاعت حضرت خالق البريّه نمايد و عاصى و متمرّد از أمر و حكم ايشان عاصى حضرت قادر منّانست . طلحه گفت : يا أبو الحسن من از روزى كه از حضرت رسول ذو المنن اين سخن شنيده ام چون مطَّلع بر حقيقت آن أمر نبودم نميدانستم كه حضرت پيامبر از ما تأكيد آن أمر چه ميخواهد الحال چون تفسير آن نمودى مرا از آن حيرت بيرون آوردى جزاك الله خيرا يا أبا الحسن عن جميع امّته محمّد الجنّة . يا أبا الحسن مدّتى است كه چيزى در خاطرم دارم و ميخواهم از تو بپرسم ، بعد از فوت حضرت پيغمبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم چند روزى شما توقّف در خانه ء خود نموديد و چون بيرون آمديد وجه آن بر ما ظاهر و عيان نيست . سليم بن قيس الهلالى گويد كه : حضرت أمير المؤمنين على عليه -