تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
اى طلحه : اگر شما و باقى امّت از روز قبض روح آن رسول ايزد سبّوح تابع من گشته اطاعتم مىنمودند از مزاياى اكرام و انعام حضرت مهيمن علَّام از بالاى سر و از تحت أرجل أكل نعم حضرت عزّ و جلّ ميفرمودند : الحال كه خلاف أمر ميان ظاهر و عيان نموديد از سعادت ادراك آن محروميد . اى طلحه : تو حاضر نبودى در آن روزى كه مرض حضرت نبىّ العباد به غايت اشتداد يافت أصحاب اضطراب مىنمودند . حضرت نبىّ الوهّاب فرمود كه : دوات و كاغذ و شانه حاضر كنيد ، تا خبرى قلمى نمايم به جهت امّت كه مبادا بعد از من بضلالت افتند . صاحب تو گفت : اى ياران اين مرد الحال از شدّت مرض هذيان ميگويد چون حضرت رسول ايزد واهب آن سخن شنيد ، بغايت در غضب شد ، و گفت : از پيش من دور شويد ، و ترك نوشتن كاغذ نمود و بعد از آن با آن جماعة تكلَّم ننمود . طلحه گفت : نعم يا أبو الحسن ، چنين بود و من حاضر بودم . حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام گفت : چون شما بيرون رفتيد حضرت رسول خداى تعالى مرا از آنچه اراده كتابت آن داشت خبر داد كه چه مىنوشتم ، و اين جماعت عامّه را بر آن گواه ميگرفتم . در آن أثناء جبرئيل أمين از قبل ربّ العالمين در رسيد و آن سرور را مطَّلع و مخبر گردانيد كه حكم قضا و قدر بر اختلاف امّت و مفارقت آن طايفه از حضرات أئمّه ( ع ) مقرّر گشته . بعد از آن صحيفه طلب نمود و بر من املاء فرمود آنچه اراده داشت كه