تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
نيست ، پس ما و عثمان كدام أحقّ بمجلس و مكان كه مخصوص است برسول خداى ايزد سبحان باشيم ، يا ازين جماعت كه حاضرند در اين مجلس از امّت شورى . طلحه گفت : يا على ما اين سخن از حضرت مهيمن شنيديم بايد كه براى ما تفسير و بيان نمائى كه چگونه هيچ أحدى صلاحيّت تبليغ أوامر و نواهى و ساير آداب و أحكام دين حضرت رسالت پناهى ببندگان الهى از طرف خود رسول ( ص ) غير از تو كسى ديگر ندارد ، و حضرت سيّد البشر بما و ساير برايا گفت كه : آنچه من در باب أمير المؤمنين على عليه السّلام بشما رسانيدم البتّه حاضر به غايب رساند و والد بولد اعلام نمايد در عرفه عيد الضّحى در حجّة الوداع در محضر أكثر مهاجر و أنصار فرمود كه : رحمت خداى بر آن كس باد كه آنچه از من شنيده آن را به غير خود رساند يعنى آنچه در باب ولايت ، و خلافت أمير المؤمنين ( ع ) كه من بموجب أمر ايزد علَّام بشما تبليغ فرمودم بايد كه جميع مردمان با كمال توجّه قلب و جنان و جوارح و أركان متوجّه آن گردند و اطاعت على و باقى أئمّة البريّه را لازم شمرند و آن أعيان را أفقه و أعلم از تمامى أهل عالم دانند زيرا كه بسا حامل فقه كه فقاهت ندارد و بسا حامل فقه و عالم كه رجوع به كسى كه أفقه ازو نباشد نمايد . سه چيز است كه دل مرد مسلم از آن خالى نبايد بود يكى اخلاص بندگى و عمل از براى خداى عزّ و جلّ . دوّم سمع و اطاعت ولات أمر يعنى أوصياى حضرت خاتم الرّسل . سوّم ملازمت جماعت ايشان زيرا كه دعوت واليان محيط است به همه ء مردمان و در چند موضع من از لسان معجز نشان رسول آخر الزّمان