عبد الملك بن كردوس رفيق عبيد اللَّه بن زياد ميگويد : با عبيد اللَّه داخل قصر شديم كه ناگاه آتشى در قصر شعلهور شد و عبيد اللَّه بوسيلهء آستين خود آن آتش را از صورت دور ميكرد و به من ميگفت : اين موضوع را جايى نگوئى .
عمارة بن عمير ميگويد : سر عبيد اللَّه و ياران او را ديدم كه در رحبه بالاى نيزه زده بودند و مارى آمد در بين سرها گردش كرد تا آمد نزد سر عبيد اللَّه و داخل سوراخ بينى او شد ، آنگاه بيرون آمد و مرتبهء دوم - در حالى كه مردم ميگفتند : آمد آمد - داخل بينى او شد و بيرون نيامد .
دربان ابن زياد ميگويد : روزى كه سر حسين عليه السّلام را در حياطهاى دار الاماره آوردند من نگاه ميكردم و ميديدم مثل اينكه از سر آن حضرت خون سيلان مىكند .
ابن معمر گويد : روزى عبد الملك مروان از جلساء مجلس خود پرسيد كدام يك از شماها ميدانيد كه در روز قتل حسين عليه السّلام سنگهاى بيت المقدس چه عملى كردند ؟ هيچ كس را در بارهء اين موضوع اطلاعى نبود ولى زهرى در جواب گفت : به من رسيده كه در آن روز هيچ سنگى را بلند نميكردند مگر اينكه خون تازه در زير آن مييافتند .
ابو بكر هذلى از زهرى نقل كرده كه گفت : وقتى كه حسين بن على عليهما السّلام كشته شد هيچ سنگريزهاى را در بيت المقدس بلند نميكردند مگر اينكه خون تازه در زير آن يافت ميشد .
ابن شهاب گويد : روز قتل امام حسين عليه السّلام هيچ سنگى را حركت نميدادند مگر اينكه ( زير آن پر ) از خون بود .
التشريف بالمنن في التعريف بالفتن ( الملاحم والفتن في ظهور الغائب المنتظر ( ع ) ) ( فتنه و آشوبهاى آخر الزمان ) ( فارسى ) — صفحة 165
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص١٦٥