خواهد كرد ، آنگاه طايفهء ترك ميگويند : برادران عجمى ما را بما ردّ كنيد تا ما با شما قتال نكنيم ، عرب بموالى « 1 » ميگويد : ببرادران خود ملحق شويد ، موالى ميگويند : واى بر شما بعد از اسلام وارد كفر شويم ؟ ؟ .
راوى گويد : آنگاه موالى با گروه بنو قنطورا قتال شديدى كرده آنها را بقدرت خدا شكست مىدهند بطورى كه مخبرى از آنها باقى نخواهد ماند و موالى غنيمتها را تصرف ميكنند و عرب ميگويد :
از اين غنيمتها بما بدهيد در جواب مىگويند : به خدا قسم بشما چيزى نخواهيم داد زيرا شما ما را يارى نكرديد .
( باب سى و دوم : ) امّ سلمه ميگويد : من درب اطاق نشسته بودم كه امام حسين عليه السّلام بر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله وارد شد نگاه كردم ديدم كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله چيزى را در كف گرفته مىبوسد و امام حسين عليه السّلام هم در دامن آن حضرت بخواب رفته بود گفتم : يا رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله من نگاه كردم ديدم كه شما چيزى در كف گرفته مىبوسى و حسين عليه السّلام در دامنت بخواب رفته و شما گريه ميكنى ؟ فرمود : جبرئيل از خاكى كه حسينم را روى آن ميكشند براى من آورد و مرا خبر داد كه امتم او را خواهند كشت .
عبد اللَّه بن يحيا از پدرش روايت كرده كه گفت : با على بن ابى طالب مسافرت كردم و من آفتابهدار آن حضرت بودم و آن حضرت بسوى
هامش
( 1 ) موالى چند معنا دارد كه از آن جمله است : غلام زر خريد ، مالك ، صاحب ، همسايه ، شريك و . . . . - اقرب الموارد .