صفّين ميرفت وقتى كه محاذى نينوا رسيديم آن حضرت فرمود : يا ابا عبد اللَّه در شط فرات صبر كن ، پرسيدم : ابا عبد اللَّه كيست ؟ فرمود : يك روز خدمت پيغمبر خدا رفتم ديدم كه چشمان آن حضرت گريان است گفتم : يا رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله براى چه گريه ميكنى آيا كسى به تو غضب كرده ، چرا چشمهاى تو گريانند ؟ ! فرمود : يك ساعت قبل از اين جبرئيل نزد من بود به من خبر داد : حسينم را بشط فرات ميكشند ، آنگاه به من گفت : مايلى كه تربت او را براى تو بياورم تا ببوئى گفتم :
آرى پس دست خود را دراز كرد و يك مشت خاك براى من آورد بعد از آن ديگر چشمم از اشگ خشگ نشد .
عمّار دهنى ميگويد : على بن ابى طالب عليه السّلام از نزد كعب عبور كرد و فرمود : يكى از فرزندان اين كعب در آن گروهى كه عرق اسبهاشان خشگ نميشود تا بر حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله وارد شوند كشته خواهد شد و در آن موقع امام حسن عليه السّلام از آنجا عبور كرد گفتند :
( در گروه ) اين ؟ فرمود : نه ، بعد از آن امام حسين عليه السّلام از آن جا عبور كرد گفتند : ( در گروه ) اين ؟ فرمود : آرى .
جعفر ميگويد : خالهام امّ سالم دختر مسلم براى من گفت :
وقتى كه امام حسين عليه السّلام كشته شد آسمان بر خانه و ديوارهاى ما خون باريد ، بعد از آن بما خبر رسيد كه اين حادثه در شام و كوفه و خراسان هم رخ داده است .
ابن عباس ميگويد : رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله را در خواب ديدم كه شيشهاى پر از خون بدست دارد ، پرسيدم يا رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله اين چه خونى است ؟ ! فرمود : اين خون حسين و اصحاب او عليهم السّلام است كه از آن روزى كه كشته
التشريف بالمنن في التعريف بالفتن ( الملاحم والفتن في ظهور الغائب المنتظر ( ع ) ) ( فتنه و آشوبهاى آخر الزمان ) ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص١٦٣