موقعى كه كار به اينجا رسيد پادشاه دين با تابعين خود حركت مىكند و موقعى كه او حركت كند خدا قومى را مبعوث مىكند كه بدور او اجتماع كنند آن طور كه بدور نزع الخريف اجتماع ميكنند « 1 » به خدا قسم كه من اسم امير و محل خواباندن شتران آنها را ميدانم .
( باب سى و هفتم : ) جابر از پيغمبر خدا صلى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه فرمود : به همين زودى سوارى در جنب مدينه مىآيد و ميگويد : در اين شهر تلخ ميگذرد و عدهء كثيرى از مؤمنين هم حضور دارند .
رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : اهل مدينه مدينه را ترك خواهند كرد گفتند :
پس چه كسى در آمد مدينه را مىخورد ؟ فرمود : پرندگان و چرندگانى كه طلب رزق ميكنند ، آنگاه آن حضرت فرمود : زمانى بيايد كه مردم جهت سعهء معيشت مدينه را ترك نمايند و به اطراف روند و سعهء معيشت هم نصيب آنها مىشود بعد از آن مىآيند و اهل و عيال خود را هم مىبرند ، ولى اگر بتوانند درك كنند مدينه براى آنان بهتر است زيرا مدينه نظير كوره و دمهء ( آهنگران ) است ( كه جز آهن خالص چيزى در آن نخواهد ماند ) طاعون و و با و دجّال در مدينه نميآيد ، ملائكه مدينه را حفظ ميكنند ، جابر گويد : از آن حضرت شنيدم كه ميفرمود : براى احدى حلال نيست كه در مدينه اسلحه بياورد .
[ مدينه از اهل خود خالى مىشود ]
( باب سى و هشتم : ) ابن عمر گويد : به خدا قسم من ميدانم كه چرا شما از مصر خارج ميشويد ، راوى گويد : من گفتم : دشمن ما را خارج مىكند ؟ گفت : نه بلكه شما را نيل خارج مىكند زيرا كه آب نيل بطورى خشگ مىشود
هامش
( 1 ) معناى مناسبى براى : نزع الخريف در لغت نيافتيم - مترجم