( فصل ) در كتاب ( اصول شيعه ) مينويسد : مردى از امام باقر عليه السّلام پرسيد كه آيا عمر بن عبد العزيز از شجرهء ملعونه است ؟ « 1 » حضرت فرمود :
در بارهء عمر بن عبد العزيز جز خير چيزى نگو ، زيرا بعد از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كسى مثل عمر بن عبد العزيز بما خدمت نكرد .
( فصل ) در كتاب حماد بن عثمان از زراره روايت كرده كه گفت : از امام جعفر صادق عليه السّلام شنيدم كه ميفرمود : عمر بن عبد العزيز ، غله و فوائد فدك را بين كبير و صغير ما على السويه تقسيم كرد و زيد بن حسن براى عمر بن عبد العزيز نوشت : پدر من عطا ميكرد همين طور كه توبه كوچك ترين بچههاى ما عطا ميكنى ؟ در جوابش نوشت : اى زيد بن حسن تو زنده خواهى بود تا ببينى مردى از بنى اميه اين طور انجام دهد .
عامل مدينه براى عمر بن عبد العزيز نوشت : در بين فرزندان على عليه السّلام افرادى هستند كه از اولاد فاطمه نيستند ( يعنى از طرف مادر بفاطمه عليها السلام منتهى نميشوند ) عمر بن عبد العزيز در جوابش نوشت :
از در آمد فدك به غير از فرزندان فاطمه عليها السلام عطاء مكن .
راوى گويد : سهل بن عبد العزيز بعمر گفت : اين عمل تو باعث طعن بر خلفاء قبل از تو مىشود ، عمر در جواب گفت : دست از سرم بردار ، آن موقعى كه در مدينه عامل بودم فهميدم كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرموده : كسى كه فاطمه را اذيت كند مرا اذيت كرده است .
هامش
( 1 ) - شجرهء ملعونه آنست كه خدا در قرآن فرموده و فرمودهاند : منظور از آن بنى اميه است - مترجم .