[ رشد بدن حيوان و راز توقف آن ]
اگر تدبير و حكمتى در كار نيست چرا با اينكه حيوانات دائما تغذيه مىكنند ، امّا بدن آنها هميشه رشد نمىكند بلكه رشد آنها پايان و حدّى دارد و پس از آن مىايستد و از آن حد نمىگذرد ؟ حكمت و تدبير اين امر آن است كه بدنهايشان گذشته از بزرگى و كوچكى مقدارى خاص داشته باشد . در نتيجه رشد مىكند و به مرز كه رسيد رشد آن متوقف مىگردد و بيشتر نمىرود . اما با اين همه ، تغذيه ادامه دارد . اگر همواره در حال رشد باشند بدنها بسيار بزرگ مىشوند و اندازهها از كنترل و حساب خارج مىشود و هيچ كدام حدى ندارند كه با آن ، شناخته شوند .
[ دشوارى حركت و راه رفتن براى انسان ]
چرا در ميان حيوانات ، حركت و راه رفتن ، تنها براى آدمى دشوار است و به اعمال و كارهاى پر دقت و لطيف و ظريف نمىپردازد ؟ آيا اين جز براى آن است كه براى تحصيل ضروريات خود ؛ مانند : پوشاك ، مسكن و كفن كردن قدرى در دشوارى افتد ؟ اگر هيچ درد و رنجى به انسان نرسد چگونه از فساد و فحشا دور ماند ، در برابر خداى جلّ و علا فروتنى ورزد و با مردم مهربان باشد ؟ نمىبينى هر گاه كه انسان دچار درد و دشوارى مىگردد خاضع و فروتن مىشود ، به سمت خداى جلّ و علا مىرود ، از او طلب سلامتى مىنمايد و دستش را براى صدقه دادن مىگشايد . اگر از زدن ، احساس درد نمىكرد ، سلطان و حاكم چگونه فاسدان را معاقبه نمايد و بزند و ستمكاران و طاغيان را خوار و فروتن كند ؟ و بچهها چگونه دانشها و حرفهها را فرا مىگرفتند ؟ و غلامان و بندگان چسان در برابر