انسان مىتواند اين همه و جز آن را در شماره آورد ؟ ! آيا اگر كسى وارد يك خانه شود و تمام اشياى مورد نياز مردم را در آنجا بيابد مىپندارد كه اين آفرينش [ و هماهنگى و گردآورى ] بىهدف و خود به خود باشد ؟ چگونه كسى به خود اجازه مىدهد كه اين همه تدبير عالم و اشياى مهيا و هماهنگ را كار طبيعت بداند ؟
اى مفضّل ! از آفرينش و آماده سازى حكيمانه و مدبّرانهء اشيا براى رفع نياز انسان درس عبرت بگير . براى او غلّات و حبوبات آفريده شده است . در نتيجه بايد آنها را آرد كند ، آرد را خمير گرداند و با آن نان و غذا بپزد . براى پوشاكش پشم آفريده شده و او بايد آن را بزند ، بريسد و ببافد . براى او درخت آفريده شده و او بايد آن را در زمين بكارد ، آب دهد و به آن برسد و از آن بهره گيرد . داروها براى درمانش پديد آمده و او بايد آنها را [ از زمين ] برگيرد ، با مواد ديگر آميخته نمايد و داروى شفا بخش بسازد . ديگر اشيا نيز همين گونه آفريده شده است .
بنگر كه چگونه تمام نيازهاى ضرورى انسان آفريده شده ولى انسان بايد براى دسترسى به آنها قدرى تلاش و حركت كند [ تا بركت يابد ] اين به سود و صلاح اوست ؛ زيرا اگر اين اشيا بدون هيچ كار و تلاش و حركتى نيازهاى او را بر مىداشت ، همواره در وادى سرمستى و طغيان سقوط مىكرد و چه بسا دست به اعمالى مىزد كه خود را نيز هلاك كند . اگر تمام نيازهاى انسان آماده و كافى بود براى او زندگى ، هيچ مزه و لذّتى نداشت و گوارا نبود . چنان كه مىبينى اگر كسى چند صباحى نزد عدهاى مهمان باشد و آنان غذا ، نوشيدنى و ديگر نيازهايش را بر طرف كنند ، هر آينه از بيكارى آزرده مىشود و با خود منازعه و ناسازگارى مىكند كه بايد به كارى مشغول گردد . حال اگر انسان در تمام عمر براى تحصيل ما يحتاج خود به
التوحيد ( شگفتيهاى آفرينش ) ( فارسى ) — صفحة 81
مساهمون: المفضل بن عمر الجعفي
ص٨١