تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( شگفتيهاى آفرينش ) ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣

[ ناهمگونى شكلهاى مردم و همگونى وحوش و پرندگان ]

نيك بنگر و درس عبرت بگير كه چرا مردم شبيه يك ديگر نيستند ولى حيوانات و پرندگان و ديگر جانداران چون يك ديگرند . اگر به يك گلّهء آهوان بنگرى چنان با يك ديگر همانندند كه نمىتوان يكى را از ديگرى باز شناخت . اما مردم را ناهمگون مىبينى چنان كه به سختى مىتوان دو كس را كه در يك ويژگى همانندند يافت ؛ زيرا مردم به خاطر معاملاتى كه در ميانشان جريان دارد بايد يك ديگر را با ويژگيهايى بشناسند . ولى حيوانات در ميانشان معاملاتى چنين وجود ندارد تا نياز به اين گونه شناختنى باشد . همانندى پرندگان و هم حيوانات به زيانشان نيست ولى در انسان چنين نمىباشد ، اگر دو انسان دو قلو به يك ديگر شديدا شبيه باشند مردم در معاملهء با آنان در رنج و دشوارى مىافتند تا جايى كه به جاى يكى به ديگرى داده مىشود و يا به جاى يكى ديگرى مجازات مىگردد . اين مشكل گاه در همانندى اشيا اتفاق مىافتد چه رسد به همانندى خود انسانها . چه كسى با اين امور دقيق و ظريف كه به ذهن احدى خطور نمىكند بر بندگانش لطف و عنايت مىكند جز آنكه رحمتش همه چيز را در بر گرفته است ؟ اگر كسى بگويد اين صورت انسان كه بر روى ديوار است خود به خود به وجود آمده و كسى آن را نساخته سخنش را باور مىكنى ؟ هرگز ! بلكه او را به استهزا مىگيرى . چگونه است كه اين امر را در بارهء يك صورت جامد و بيجان [ بر ديوار ] انكار مىكنى و در بارهء خود انسان زندهء با شعور و سخنگو مىپذيرى ؟