بينگارد . حال آنكه اين جايها ، جايگاه حيوانات و مسكن و چراگاه آنهاست .
نيز آنگاه كه مردم در اضطرار مىافتند كه از وطن خود به جاى ديگر رحل اقامت افكنند به اين مناطق مىروند . چه بسيار فلاتها و دشتها كه به كاخها و بهشتها تبديل شده و مردم در آنها سكنى گزيدهاند ! اگر زمين گسترده نبود گويى كه مردم در ميان حصارى تنگ گرفتارند و اگر ضرورت و امرى ناگوار ناچارشان كرد كه ترك وطن كنند هيچ مكانى نمىيافتند .
آنگاه در آفرينش زمين و در اين شكل و هيأت بنگر : زمين آن گونه آرام است كه گويى هيچ حركتى ندارد و ساكت است و براى استقرار و ثبات اشيا جاى مناسبى است . مردم مىتوانند بر روى آن در رفع نيازهايشان بكوشند ، آرام بنشينند ، براحتى بخوابند و هيچ تزلزلى در كارشان پديد نيايد .
اگر زمين ، لرزان و ناآرام بود اينان قادر به ساخت بنا ، نجارى و يا هر صنعت و حرفه ديگر نبودند و اگر زمين زير پايشان مىلرزيد زندگى براى اينان گوارا نبود . اگر به حال مردم كه در وقت وقوع زلزلهء زود گذر پديد مىآيد و اينان خانه و كاشانه خود را مىگذارند و از آنها فرار مىكنند ، بنگرى به اين سخن بيشتر پى مىبرى .
اگر كسى بگويد : چرا اين زمين لرزهها پديد آمده ؟ بايد گفته شود : زمين لرزه و همانند آن ، براى آن است كه مردم ، غافل نشوند ، به هوش باشند [ كه ضعيف و ناتوانند ] و در هراس افتند و [ با احساس ضعف خود و قدرت آفرينشگر ] از گناه و فساد به دور مانند . تمام بلاها و گرفتاريهايى كه در جسم و مالشان پديد مىآيد براى همين امر و به سود و مصلحت و استقامت بخشيدن به آنان است .
التوحيد ( شگفتيهاى آفرينش ) ( فارسى ) — صفحة 131
مساهمون: المفضل بن عمر الجعفي
ص١٣١