- داوود ظاهرى ؛ لقانى در شرح « الجوهرة » او را از مجتهدان مستقل ياد كرده است .
- حافظ ابن منذر نيشابورى ؛ وى ع لّا مهاى مجتهد بود و از كسى تقليد نمىكرد .
- حافظ بزرگ ، حسن بن سعد ؛ او نيز عالمى مجتهد بود و از احدى تقليد نمىكرد .
- عبداللَّه بن وهب فهرى ؛ وى ثقه ، حجّت و حافظ بود و از هيچ كس تقليد نمىكرد .
- بقى بن مخلد قرطبى ( صاحب تفسير ) ؛ همو كه پيشوا و مقتدا و راهبر و مجتهد بود .
- قاسم بن محمّد بن سيّار ؛ نويسندهء كتاب « الإيضاح في الردّ على المقلّدين » .
- پيشواى سودبخشِ بزرگ ، محدّث عراق ، ابوحفص ، عمر بن احمد بغدادىِ واعظ ، معروف به ابن شاهين . ابن ماكولا و ديگران دربارهاش گفتهاند : او ثقه و امين بود . سيصد كتاب تأليف كرد . فقه [ پيشوايان چهارگانه ] را نمىشناخت و هرگاه نزد او ، از مذهبى ياد مىشد ، مىگفت : من محمّدى مذهب هستم . وى در سال 385 در گذشت .
- ابوجعفر ، محمّد بن جرير طبرى ؛ ابن خلّكان در ستايشش مىگويد : او از پيشوايان و مجتهدان بود .
بارى ، اين سخنان طولانى را - با اينكه برخى از مواضع غير مورد نيازش ، خلاصه گشت - از آن روى نقل كرديم تا منزلت ابن شاهين روشن شود و دانسته گردد كه او بسان بخارى و ابوثور و طبرى و مانند ايشان ، از پيشوايان و مجتهدانى بوده كه از هيچ يك از امامان مذاهب چهارگانه و غير آنها ، تقليد نمىكرده است .
9 . سمعانى
: ابوحفص ، عمر بن احمد . . . معروف به ابن شاهين . . . ثقه و صدوق است و احاديث زيادى روايت كرده است . وى سفرهايى به عراقَيْن ( بصره و كوفه ) و حجاز داشته و از ابوالقاسم بغوى ، ابوحبيب برنى ، ابوبكر ابن باغندى ، ابوبكر بن ابىداوود ، ابوعبداللَّه بن عقر و طبقهء آنها حديث شنيده است . پسرش عبيداللَّه ، هلال بن محمّد حفار ، ابوبكر برقانى ، ابوالقاسم ازهرى ، ابومحمّد خلال ، عبدالعزيز ازجى ، ابوالقاسم تنوخى ، ابومحمّد جوهرى و . . . از وى حديث نقل كردهاند .
ابن شاهين سيصد و سى كتاب نوشت . او در سخن گفتن ، بسيار خطا مىكرد و