وجوب پيروى و فرمانبرى در همهء احكام حلال و حرام ، و جانشينى فرا گير رسول خدا صلى الله عليه و آله است . همچنين ، از سخنان پيشين و تحقيق او در تفسيرش و گفتار پدر دانشمندش ، دريافتيم كه نصوص امامت از ائمّهء اطهار روايت شده و هر يك از ايشان ، ديگرى را جانشين خود قرار داده است . اين نصوص - كه آشكارا به امامت دلالت مىكنند - واژهء « امامت » را در بر دارند و بر خلاف پندار دهلوى ، اشاراتى محض نيستند .
بنابراين ، در نزد شيعه ، امامت اميرالمؤمنين و فرزندان پاكش با احاديث متواتر و روايات مستند پر شمارى كه در همهء طبقات راويانى ثقه و مطئمن دارند ، ثابت و استوار است ؛ از اين رو ، ايشان جانشينان خدا در زمين و حجّتهاى درخشان او در ميان جهانياناند . نيز به همين گونه ، امامت كسانى كه از ائمّه پيشى گرفتند ، باطل و نارواست . اين حقيقتى است كه نزد شيعه همچون روشنى بامداد و درخشش آفتاب نيمروز است و روايات پر شمار و احاديث بسيار از طريق اهل سنّت ، مطلوب آنان را تأييد و اعتقادشان را اثبات مىكند ؛ به گونهاى كه در ميان ايشان ، اين اعتقاد از بديهيّات و ضروريّات گشته است كه هيچ شبههاى بدان راه نمىيابد و هيچ تشكيكى دامان آن را نمىآلايد .
سخن دهلوى به گفتار كافرى مىماند كه مىگويد : محمّد نه دعوى پيامبرى ؛ بلكه همچون پادشاهان و سلاطين ، ادّعاى رياست ظاهرى بر مردمان را داشته است و اين مسلمانان بىخردند كه سخنان او را به پيامبرى حمل كرده و در گمراهى افتادهاند . پناه بر خدا !
اشكال و پاسخ - 13
دهلوى سپس مىنويسد : « بر اساس آنچه گفتيم ، همهء امّت ، امير و فرزندان پاكش را بسان مشايخ و مرشدان طريقت ، باور دارند و امور تكوينى را بديشان مستند مىدانند . »
چنين باورى افضليّت اهل بيت عليهم السلام را از خلفاى سهگانه در پى دارد . با